روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٢٢ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢١ آذر ١٣٦٢ ٧ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٢ دسامبر ١٩٨٣
بعدازظهر کار می کنید و باید از درآمد خود مبلغ جزیی برای یک زندگی معمولی کنار بگذارید و بقیه را تحویل حزب بدهید و می گفت حزب اعضای خود را در جبهه های جنگ از دست می دهد و باید کمک کنید گفت اگر اعتماد به من ندارید برنامه ملاقات با مسئول تشکیلات بگذارم که هیچ یک از این دو را قبول نکردم. ... مطلب دیگر جاسوسی و براندازی است که در کیفرخواست مطرح شده است و این دو کلمه را بنده در زندان از زبان جاسوسان و براندازان شنیدم و هیچ وقت درمورد این مسائل مسئول بنده با من صحبت نکرده است و یقیناً اگر گوشه ای از آن اعمال خیانت بار خودشان به اعضا و هواداران خود اطلاع می دادند اکثریت به اتفاق آنها را از دست می دادند.
موضوع دیگر تشکیلات نظامی است مسئول بنده یک روز به من گفت که حزب دو شاخه شده شاخه علنی و شاخه مخفی. گفت، مسئولیت هایی که حزب دارد و کارهایی که باید انجام دهد به عهده شاخه علنی است شاخه مخفی هیچ گونه مسئولیتی ندارد. ما شاخه مخفی را نگه داشتیم اگر چنانچه یک روزی ازطرف ضدانقلاب به جمهوری اسلامی ایران و همین طور حزب لطمه ای وارد شد، شاخه علنی حزب زیر ضربه رفت آن وقت بتوانیم به جای شاخه علنی از شاخه مخفی استفاده کنیم. ...
رئیس دادگاه: شما می پذیرید که دررابطه با خیانت هایی که این حزب داشته شما هم شریک هستید یا خیر؟
متهم: درمورد خیانت هایش نخیر بنده شریک نبوده یعنی آگاهی از خیانت های این حزب نداشتم.
رئیس دادگاه: آقای دادستان می توانید اثبات کنید که ایشان خیانت کرده و از خیانت های حزب اطلاع داشته و آگاهانه این پول ها را می داده؟
دادستان: اگر خواسته باشیم به حرف هایی که مسئولین تشکیلات مخفی به خصوص آنچه که آقای پرتوی اشاره کردند استناد کنیم که ظاهراً استناد بدی نیست ایشان به عنوان فردی که مسئول تمام تشکیلات مخفی بودند و آقای معزز تحت مسئولیت ایشان فعالیت می کردند در جلسه اول و در جلسه دوم دررابطه با ناخدا افضلی و هم دررابطه با تمام اعضای تشکیلات مخفی این مطلب را بیان داشتند که کسانی که دراین رابطه فعال بودند و حق عضویت می پرداختند می دانستند که ما چه کاره ایم و ادعای ایشان مبنی بر اینکه آگاهی نداشتند ادعایی است که با مجموع تحقیقاتی که دررابطه با تمام افراد و مسئولین شده به هیچ وجه منطبق نیست.
رئیس دادگاه: آقای صادق زاده شما چقدر درآمد داشتید؟
متهم: بنده از ارتش حقوق معادل ١٥ هزار تومان می گرفتم و بعدازظهر هم در همین حدود درآمد داشتم. (یعنی ٣٠ هزار تومان).»[١]
در ادامه جلسه دادگاه، «رئیس دادگاه از متهم سؤال کرد منظور شما از کمکی که به حزب می دادید چه بود؟
متهم حرف های قبل خود را تکرار کرد و گفت: بنده در تمام مدت خدمتم همیشه مخالف با عملکرد های رژیم قبلی بودم.
رئیس دادگاه: از سؤال من خارج نشوید. شما می فرمایید من این حزب را در خط امام و انقلاب دیدم شما انقلابی تر از حزب توده پیدا نکردید که این کمک هایتان را به آن حزب و جمعیت بکنید؛ یعنی واقعاً شما حزب توده را از همه جمعیت هایی که مدعی اسلام هستند و یا واقعاً هوادار اسلام هستند انقلابی تر می دانستید؟
متهم: پس از انقلاب در سال های ٥٨ و ٥٩ می دانید که عملکرد لیبرال ها خصوصاً بنی صدر و کسان دیگر طوری بود که چهره واقعی حزب الله را مخدوش می کردند و آنهایی که خودشان را روشنفکر حساب می کردند گرایش به این حزب داشتند و اگر چنان که برگردیم به آن سال ها وضع این طور بود.
رئیس دادگاه: همان سال ها که حزب مخالفت با آنها نمی کرد؟
متهم: بله مخالفت نمی کرد.
[١] روزنامه کیهان، ٢٢/٩/١٣٦٢، ص٣.