روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٢٣ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢١ آذر ١٣٦٢ ٧ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٢ دسامبر ١٩٨٣
رئیس دادگاه: پس شما چطور گرایش به حزب پیدا کردید عملکرد آنها را تأیید می کرد؟
متهم: بله تأیید می کرد. به هرحال بنده با نیت خدمت به میهن انقلابی به این حزب رفتم و هیچ گونه نظر خیانت نداشتم و حالا هرطور که می فرمایید.
رئیس دادگاه: شما اگر واقعاً نیت خدمت داشتید بهتر نبود این ماهی چندهزار تومان را به جبهه ها کمک می کردید؟
متهم: بنده از این بابت شرمنده هستم. عرض کردم اظهار ندامت می کنم و نمی بایست این کار را بکنم ولی سیری بود که افتاده بودم.
رئیس دادگاه: شما فرمودید که از تشکیلات نظامی اطلاع نداشتم مگر شما خودتان نظامی نیستید؟
دکتر صادق زاده: بنده موقعی که رفتم خودم را معرفی کردم به اسم دکتر رحیم صادق زاده معرفی کردم بعد از محل کار من اطلاع پیدا کردند و فهمیدند که نظامی هستم.
رئیس دادگاه: خودتان می دانستید که نظامی هستید؟
متهم: از موضوع اینکه آنها بیاورند مرا در تشکیلات نظامی بگذارند و حزب را به شاخه نظامی و علنی و مخفی تقسیم بندی کنند اطلاعی نداشتم. ...
رئیس دادگاه: آقای معزز حرف ها که زدند به نظر شما درست است؟
معزز: من از اولی که با آقای صادق زاده ارتباط گرفتم گفتم که ازطرف حزب آمده ام. همان طوری که خودشان به دفتر حزب مراجعه کرده بودند و پارول ایشان را حزب برای من فرستاد تا رابطه بگیرم. رهنمودهای حزبی که به افراد نظامی یا غیرنظامی می دادم به ایشان هم گفتم حالا اگر خبری ایشان به ما ندادند به دلیل موقعیت شغلی شان بود. آنجا خبری نبود و ما تقسیم بندی خاصی نکرده بودیم. کمک مالی که عنوان کرده بودند که به علت اینکه حزب شهدایی در جبهه داده و باید کمک بشود اصلاً به این دلیل نبوده آن را به عنوان وظیفه حزبی برای افراد تلقی می کردیم. واقعیت این بوده که ما به ایشان گفتیم چون درآمد زیادی دارید چون حزب را قبول دارید باید کمک مالی بیشتر بکنید که کمک مالی ایشان به مرور به ٤ هزار تومان رسید.
از اینکه می گویند که کتاب هایی را نمی خواندم و با فلسفه حزب آشنا نبودم من دقیقاً کتاب هایی ازقبیل فلسفه ماتریالیسم، تاریخ ماتریالیسم و دیالکتیک و کتاب های دیگر حزبی را به ایشان می دادم مطالعه می کرد. اصلاً رابطه ما به این شکل نبود که ایشان گرایشی به حزب نداشته باشند. چرا گرایش به حزب بوده کتاب ها و نشریاتش را مطالعه کردند و دقیقاً می دانستند دررابطه با تشکیلات مخفی ولی بله ایشان از بقیه اعضای تشکیلات مخفی خبری نداشت. خبری هم ایشان به ما ندادند به دلیل اینکه موقعیت شغلی شان خبری نداشت.
رئیس دادگاه: شما می دانستید مرام و اهداف حزب چیه که عضو حزب شدید یا خیر؟
متهم: هدف حزب این بود که گفته می شد ما مثل کشور سوریه می خواهیم با اینها همکاری کنیم و نمایندگانی به مجلس بفرستیم.
رئیس دادگاه: شما ایدئولوژی را می دانستید؟
متهم: می دانستم. ...
رئیس دادگاه: پس شما عضو حزبی شدید که ایدئولوژی آنها را قبول ندارید؟ چطور شده قبل از اینکه مقلد امام بشوید ماهی هزار تومان کمک می کردید بعد از اینکه مقلد امام شدید ماهی چهار هزار تومان به اینها کمک می کردید؟
متهم: من عرض کردم اشتباه کردم.
رئیس دادگاه: بسیار خب آخرین دفاع خود را بفرمایید.
متهم: تقاضای عفو و رحمت الهی را از دادگاه محترم دارم.