روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١٢١ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢١ آذر ١٣٦٢ ٧ ربیع الاول ١٤٠٤ ١٢ دسامبر ١٩٨٣
خودم را در حزب نمی دانستم یعنی قطعیت داشت که من حزبی هستم و وابسته به حزب توده ام. درهرحال در آن شرایط من در یک منجلابی افتاده بودم که تقریباً در آن غرق شده بودم. ...
رئیس دادگاه: شما در آن قسمت اول دفاعیات خودتان فرمودید که من نمی دانستم که عضو هستم یا نه الآن می فرمایید که می دانستم که من حزبی هستم کدام یک از این حرف هایتان صحیح است؟
شمس: درست من نمی دانم عضویت چه شرایطی دارد یک بار سؤال کردم که من عضو هستم یا نه گفتند بلی و دلیل خواستم به من گفتند دلیلش این است که مسئول من عوض شده و من مشکوک بودم ولی می پذیرم که حزبی بودم.
رئیس دادگاه: درمجموع شما در مدتی که بیکار بودید حزب چقدر به شما کمک کرد؟
متهم: دقیق یادم نیست ولی حدوداً ١٠ هزار تومان.
رئیس دادگاه: پس شما دربرابر این کمک ها چه فعالیت هایی برای حزب می کردید؟
متهم: بنده کار خاصی نکردم.
رئیس دادگاه: یعنی این کمک ها بلاعوض بود و شما برای حزب هیچ نقشی نداشتید؟
متهم: در آن محدوده ای که عرض کردم چرا. فقط ملاقاتی بوده حق عضویت و کوپن بنزین دادم.
در اینجا رئیس دادگاه از امیر [محمد] معزز پرسید: آقای امیر معزز شما توضیح دهید که ایشان دررابطه با فعالیت های حزبی چه نقشی داشتند و کمک هایی که به ایشان می شد به چه منظوری بود؟
امیر معزز: ... درمورد مشخص آن رحیم شمسی که فرمودید ارتباط ایشان را آقای پرتوی طی یک قرار خیابانی دادند ایشان در قسمتی از سازمان اتکاء شاغل بودند و بعد از آن مدت پاک سازی شدند مدتی که در آنجا بودند و مسائل و اطلاعات و اخباری که راجع به محیط کارشان بودند به من می گفتند و من به حزب گزارش می کردم و کوپن بنزین و اینها هم از آنجا تهیه و به ما می دادند. قرارهای ما در منزل ایشان بود تحلیل های حزبی به ایشان می دادیم ایشان می دانستند عضو حزب هستند و کمک مالی که ما به ایشان کردیم به علت پاک سازی شدن و نداشتن حقوق بود.
رئیس دادگاه: شما اگر فردی مفید برای حزب نباشد به او کمک می کنید؟
امیر [محمد] معزز: مسلماً به فرد حزبی که ازنظر مالی احتیاج داشت کمک مالی می کردیم و آن فرد هم مسلماً در خدمت حزب بود و برای حزب فعالیت می کرد.
رئیس دادگاه: چه نوع اطلاعاتی ایشان برای شما می آورد؟
متهم: اطلاعاتی که دررابطه با اتکا و مسائل اتکا بود. ...
رئیس دادگاه: شما برای آخرین دفاع از خود هر چه لازم می دانید مطرح کنید.
شمس: من واگذار می کنم به دادگاه محترم.
پس از پایان دفاعیات متهم ردیف هشتم رئیس دادگاه از صادق زاده خواست تا از خود دفاع کند.
... [وی] گفت: درخصوص اتهامات بنده و نیز کیفرخواست جناب دادستان محترم مطالبی فرمودند که ضرورت مبرم ایجاب می کند توضیحاتی دراین مورد به عرض برسانم. یکی درمورد پرداخت حق عضویت این حق عضویت به نام کمک مالی به حزب گرفته می شد. روز اولی که آقای معزز با من تماس گرفت اظهار داشت که شما می دانید با حزب با یکی از این ٤ طریق همکاری کنید. ١. کار تمام وقت. ٢. دادن اخبار و اطلاعات ٣. دادن کمک مالی. که چهارم شاید نوشتن مقاله برای نشریات حزبی باشد بنده از چهار درخواست، فقط کمک مالی را انتخاب کردم. کمک مالی همان طورکه استحضار دارید اواسط سال ٥٨ به این حزب داده شد. ابتدا مبلغ ١٠ هزار ریال در هر ماه بود به تدریج با اصرار مسئولم این مبلغ تا چهل هزار ریال رسید. در این موقع مجدد اصرار می کرد که مبلغ را اضافه کنم اصرارش این بود که می گفت شما صبح و