روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٣١ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٦ آذر ١٣٦٢ ٢ ربیع الاول ١٤٠٤ ٧ دسامبر ١٩٨٣
برسانم که دراین مورد ببینند آیا می توانند کاری انجام دهند؛ ازجمله آقای افضلی بود. خب این روشن بود یعنی هر آدم حتی ناواردی می توانست به راحتی تشخیص بدهد که آن اطلاعات خواسته شده به درد حزب نمی خورد این اطلاعات قطعاً به درد شوروی می خورد و این را هر کسی می توانست تشخیص دهد. بنابراین البته آقای افضلی به عنوان مثال در آن موقع گفتند که من دسترسی ندارم و راهنمایی های کلی کردند که چه جور می شود و کجا می شود پیدا کرد. بعد این جریان ادامه پیدا کرد و مقادیری از این اطلاعات که در همان سال ١٣٥٨ خواسته شده بود تهیه شد که من به حزب تحویل داده و قاعدتاً رد شد.
بعد در سال ١٣٥٩ هم ... تهیه این گونه اسناد و اطلاعات و دادن آنها به شوروی ها ادامه پیدا کرد البته آنها تا سال ١٣٦١ هم همچنان دنبال این مسئله بودند. لیست هایی می فرستادند و بعضی از این لیست ها را حتی به آقای افضلی هم نشان داده بودند و خواسته بودند که اگر امکان دارد ایشان تهیه کنند گرچه خود ایشان نتوانستند تهیه کنند.
می رسیم به مورد خاصی که آن مورد خاص هم موردی است که اینجا مطرح شد آن هم درواقع یک موردی است که اطلاعاتی دراین مورد برای آن اسناد خاص خواسته شده بود. خب چون درارتباط با کار آقای افضلی بود من به ایشان مراجعه کردم و ایشان اول گفتند که چنین اسنادی وجود ندارد گویا این اسناد در جریان انقلاب و اینها از بین رفته. به هر صورت در ایران نیست و به این ترتیب مگر اینکه خودش پیدا شود آن هم که تعدادش محدود است و امکان ندارد، ولی بعداً ایشان اعلام کردند که (اینها مال حدود یک سال و نیم یا دو سال پیش است) ایشان گفتند که آن موردی را که ما احتیاج داریم اصلش را همان موشک را در فلان جا در دریا بدین ترتیب هست و می شود بروند از آنجا بردارند و خب معلوم بود ایشان می دانست که این را ما برای کجا می خواهیم و گفت که آنها که امکانش را دارند و برایشان کاری ندارد می توانند بروند بردارند. من این مسئله را با آقای کیانوری مطرح کردم بعد آقای کیانوری بعد از مدتی قاعدتاً تا بعد از این مدتی که مسئله مطرح شده بود و جوابی از شوروی ها گرفته بودند مطرح کردند که مختصات دقیق نقطه ای که آن کشتی غرق شده گرفته شود. من از ایشان خواهش کردم و ایشان هم مختصات آن را دادند، یعنی مشخصات دقیق بود و من باز این نقطه را به آقای کیانوری دادم ... این کار ازطرف ما انجام شد و ایشان هم بی شک می دانستند که برای چه هست که راهنمایی هایی لازم را کرد. مورد دیگری را هم که دیروز مطرح شده بود و من فکر می کنم باید مسئله را باز کنم آن مورد مسائل مرزی بود. دراین مورد هم مسئله روشن است. جزو اخباری بود که آقای افضلی دادند که از بولتن اداره دوم بود و بعد ایشان خودشان تکیه کردند که هرچه زودتر این اطلاعات داده شود که آنها با گذاشتن صافی های مخصوص به اصطلاح راه آن استراق سمع را ببندند ... البته ایشان حتی در آن جلسه هم توضیحاتی دادند که چه جوری می شود جلوی شنیدن آن مکالمات بی سیم را گرفت. یعنی سیستم هایی که وجود دارد اینها را هم برای من توضیح دادند که حتی آن سیستم ها را دیگر من نفرستادم چون فکر می کردم لازم نیست، ولی اصل مطلب را فرستادم این هم دراین مورد.
رئیس دادگاه: باتوجه به مسائلی که ایشان مطرح کردند، بالاخره شما قبول دارید که برای شوروی جاسوسی می کردید یا نه؟ صریحاً جواب بدهید.
افضلی: البته من خدمت شما عرض کردم از اینکه آقایان با نظامیان شوروی در ایران در تماس هستند یا جاهای دیگر. ...
رئیس دادگاه: نمی گوییم که نظامی یا غیرنظامی، بالاخره اطلاعات به شوروی می دادید؛ حالا به دست نظامی یا غیرنظامی می افتاد، یک حزب ساده که اطلاعات نظامی مثلاً به دردش نمی خورد، بالاخره پس شما قبول دارید که برای شوروی جاسوسی می کردید؟
افضلی: غیرمستقیم شاید بشود اسمش را این طور گذاشت.
رئیس دادگاه: نه. مستقیم، غیرمستقیم یعنی چه؟ یعنی مقصود از مستقیم این است که شما به ایشان می گفتید ایشان به کیانوری و آقای کیانوری هم مثلاً به جاسوسخانه می گفته آنها هم به اربابانشان می گفتند. خب این یک مسئله است اگر مقصودتان از غیرمستقیم این باشد که شما اطلاع نداشته باشید که از این مسائل برمی آید که شما اطلاع داشتید.
افضلی: تا یک حد زیاد این طور بوده است.