ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - فصل دوم در اختلاف رأيها در آن
كردهاند، همه رموز است و اشارات. و غرض آن است كه به فهم مردم عامه نزديك باشد؛ تا چون ايشان بدانند، و تصور كنند، از آن بدكردارى بازايستند. و از بعضى حكما نقل كردهاند كه:
گفتهاند كه هر نفس كه بدكردار باشد، آمدن او- بعد از آنكه از كالبد خود مفارقت كند- باز به بدنى ديگر باشد كه مانند او است در آن خصلت بد، تا آنكه اگر بدكردارى او از روى ميل به شهوت بود، باز به بدن خوكى آيد. و اگر از روى خشم و ايذا و رنج مردم بود، باز به كالبد شيرى آيد. و اگر بدكردارى او در معاملت با مردم بوده است، و او اول قصار [١] بود، بعد از مفارقت، تناسخ او در كالبد ماهى باشد. و اگر صياد بوده است؛ به كالبد آن نوع آيد كه وى صيد كردى [٢].
و بعضى گويند كه: نفس بدكردار را، بعد از مفارقت، در جانب جنوب و شمال، به غايت سرما و گرما، عقوبت كنند.
و اين و مانند اين از حكما، همه اشارات است، و براى آن گفتهاند تا عوام از بدكردارى منزجر شوند [٣].
و اگر ايشان را حقيقت معاد، چنانكه هست، بيان كنند، تصور نتوانند كرد، و گمان كنند كه آنچه مىگويند محال است.
[١] . قصّار: گازر.
[٢] . كردى- مىكرد.
[٣] . دورى كنند.