ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٣٥ - فصل دوم در اختلاف رأيها در آن
فصل دوم در اختلاف رأيها در آن
جهانيان در حقيقت معاد دو گروه شدهاند: كمترين گروهى، و بازپسترين ايشان در خرد و زيركى، معاد را منكرند. و بيشترين و خردمندترين ايشان به معاد گرويدهاند. و گروندگان ديگر باره چند قسمند: گروهى برآنند كه «معاد» جز «كالبد» را نيست، و اينها منكر نفساند. و گروهى برآنند كه معاد جز «نفس» را نيست. و بعضى برآنند كه معاد هم نفس را و هم كالبد را هست.
و اينها كه معاد جز كالبد را ندانند، جماعتىاند از اهل جدل كه از علوم حقيقى هيچ بهره ندارند. پنداشتند كه مردم همين كالبد است؛ و حيات و مردمى، دو عرضاند، در آن كالبد آفريده.
و مرگ، نيستى اين هر دو عرض است، يا ضد. و در آفرينش دومين كه آن را «آخرت» خوانند، بارى تعالى هم در آن كالبد- بعد از آنكه پوسيده باشد، و از هم ريزيده- فراهم آورد. و هم در آن كالبد، حياتى و مردمى در او بيافريند؛ و وى همان مردم باشد كه اول بود. و اين گروه به چند قسمند: گروهى مىگويند كه: در آخرت مردم دو گروه باشند: بعضى نيكوكردار و بعضى بدكردار.
آن كه نيكوكردار است، ثواب او هميشه باشد. و آن كه بدكردار است، عقوبت او هميشه باشد.
و گروهى گفتهاند كه در آخرت مردم به سه قسم باشند: «گرونده نيكوكردار»، و ثواب او هميشه باشد. و «گرونده بدكردار»، و حال او به خواست خداى باز بسته است؛ اگر خواهد بيامرزد، و اگر خواهد عقوبت كند. و بعضى گفتهاند: هرآينه عقوبت كند، اما هميشه نبود؛ به آخر بيامرزد.
و قسم سيم «ناگرونده» كه او را كافر خوانند، و عقوبت او هميشه باشد. و بعضى گفتهاند كه: هيچ كس را عقوبت ابد نيست؛ اگر مؤمن است، و اگر كافر. و آن كس كه مستحق ثواب باشد؛ ثواب