ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٣٩ - فصل سيم در ابطال مذهبهاى تباه
فصل سيم در ابطال مذهبهاى تباه
بدان كه: گروهى كه مىگويند كه «معاد جز بدن را نيست» سبب گفتار ايشان آن است كه شريعت حق در چند جايگاه گفته است كه: مردگان را در آخرت برانگيزند و عقوبت كنند.
و ايشان چنان گمان برند كه «حقيقت مردم كالبد است!» و از غايت دشمنى حكما، و دوستدارى مخالفت ايشان، نفس را انكار كردهاند. و اعتقاد داشته كه زندگى كالبد به عرضى است كه در وى آفريدهاند، و آن را حيات خوانند. و هستى اين عرض در كالبد نه مانند هستى نفس است در بدن، بلكه مانند عرضى است در موضوع.
اما آنچه تعلق به شرع دارد، قاعده كلى ببايد دانستن، و جمله بر آن قياس كردن. و آن قاعده آن است كه: هر شريعتى كه پيغامبرى آورده است [٢] خطاب او با جمله خلايق است. و معلوم است كه آن تحقيق كه واجب است كه بدان اعتقاد كنند در يگانگى صانع آفريننده و منزهى او، و بيزارى او از «چندى و چگونگى، كجايى و كيئى»- كه آن را به تازى «زمان» خوانند- و وضع، و گردش از حالى به حالى؛ و آن كه او ذاتى است يگانه، و محال است كه وى را انباز باشد در نوع، و بهره ندارد به هيچ وجه، نه از روى «چندى»- كه آن را به تازى «كم» خوانند- و نه از روى معنى، چون جنس و فصل. و وى نه بيرون عالم است، و نه درون عالم. و اشارت كردن به وى روا نيست.
و اين نتواند بود [١] كه با همه مردم گويند. و اگر چنين اعتقادى به اعراب بيابانى يا به عبرانيان جلف، بگفتندى، متفق شدندى كه آنچه مىگويند محال است؛ و چنين ذاتى نتواند بود. و از اين
[١] . يعنى ممكن نيست.