ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ١٢٧ - معنى حشر و نشر و بعث و اعادت
و اليوم الاخر [١] است. و بدين سبب اين معرفت تقديم كرديم [٢].
اما يك سر از اسرار اوصاف اصلى وى آن است كه بنگفتيم- كه رخصت نيست در گفتن آن، كه افهام احتمال نكند [٣]- و تمامى معرفت حق- عز و جل- و معرفت آخرت بر آن موقوف است.
جهد آن كن، تا از خود، بر طريق مجاهدت و طلب، بشناسى؛ كه اگر از كسى بشنوى طاقت سماع آن ندارى، كه بسيار كس آن صفت در حقّ حق- تعالى- بشنيدند و باور نداشتند، و طاقت سماع آن نداشتند و انكار كردند و گفتند: «اين خود ممكن نيست؛ و اين نه تنزيه است بلكه تعطيل است.» پس تو طاقت سماع آن در حق آدمى چون دارى؟ بلكه آن صفت در حقّ حقّ- تعالى- خود صريح نه در قرآن است و نه در اخبار، هم براى اين سبب كه چون خلق بشنوند انكار كنند. و انبيا را گفتند: كلّموا النّاس على قدر عقولهم، با خلق آن گوييد كه طاقت آن دارند. و به بعضى از انبيا وحى آمد كه «از صفات ما چيزى كه خلق آن را فهم نكنند، مگوى! كه آنگاه انكار كنند و ايشان را زيان دارد.»
معنى حشر و نشر و بعث و اعادت
از اين جمله بشناختى كه حقيقت جان آدمى قائم است به ذات خويش بىقالب، و اندر قوام ذات خويش و صفات خاصّ خويش مستغنى است از قالب. و معنى مرگ نه نيستى وى است، بلكه معنى آن، انقطاع تصرف وى است از قالب. و معنى حشر و نشر و بعث و اعادت نه آن است كه وى را پس از نيستى باز در وجود آرند، بلكه آن است كه وى را قالب دهند، بدان معنى كه قالبى را مهيّاى قبول تصرف وى كنند يك بار ديگر، چنانكه در ابتدا كرده- بودند- و اين بار آسانتر؛ كه اول هم قالب مىبايست آفريد و هم روح، و اين بار خود روح برجاى خويش است- اعنى روح انسانى و اجزاى قالب نيز برجاى خويش است- و جمع آن آسانتر از اختراع آن، از آنجا كه نظر ماست [٤] و از آنجا كه حقيقت است [٥]، صفت انسانى را به عقل الهى راه نيست، كه آنجا كه دشوارى نباشد آسانى هم نبود.
و شرط اعادت آن نيست كه آن قالب كه داشته است با وى دهند، كه قالب مركب است، و اگرچه اسب بدل افتد سوار همان باشد؛ و از كودكى تا پيرى خود بدل افتاده باشد اجزاى وى
[١] . ايمان به خدا و روز شمار.
[٢] . تقديم كرديم، مقدم آورديم، پيشتر آورديم.
[٣] . تحمل نكند
[٤] . يعنى، اين آسانى و آسانتر بودن از ديدگاه ماست.
[٥] . از ديدگاه حقيقت، به حقيقت ...