ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ١٣٦ - عذاب قبر چه كسانى را بود و چه كسانى را نبود؟
و اين لذت به مرگ پيدا آيد، پس ايشان از اين [١] ايمن باشند. اما كسانى كه شهوت دنيا را دوستتر دارند، از اين عذاب نرهند؛ و بيشتر از اين [٢] باشند. و براى اين گفت حق- تعالى: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا. ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا [٣]، اين قوم مدتى عذاب كشند. پس چون عهد ايشان از دنيا دراز شود [٤] فراموش كنند دنيا را و لذت دنيا را، و اصل دوستى خداى- تعالى- كه در دل بوده است باز ديدار آيد. و مثل وى چون كسى بود كه وى سرايى را دوستتر دارد از سراى ديگر يا شهرى را از شهر ديگر و يا زنى را از زن ديگر، و لكن آن ديگر را نيز دوست دارد: چون وى را از دوستترين دور كنند و بدان ديگر افتد، مدتى در فراق آن رنجور بود، آنگه او را فراموش كند و خوى فرا آن ديگر كند، و اصل آن دوستى كه در دل بوده است به مدت دراز باز ديدار آيد. اما آن كسى كه خداى- تعالى- را در اصل دوست ندارد، در آن عذاب بماند؛ كه دوستى وى همه باز آن بود كه از وى بازستدند: به چه سلوت از آن خلاص يابد؟ و يكى از اسباب آنكه عذاب كافر مخلّد است اين است.
بدان كه هر كسى دعوى كند كه من خداى- تعالى- دوست دارم، يا از دنيا دوستتر دارم؛ و اين مذهب همه جهانى است به زبان. و لكن اين را محكى و معيارى هست كه بدان بشناسند.
و اين آن بود كه: هر كه نفس و شهوت وى را چيزى فرمايد و شرع خداى- تعالى- چيزى فرمايد خلاف آن، اگر دل خود به فرمان خداى- تعالى- مايلتر بيند، خود وى را دوستتر مىدارد- چنانكه كسى دو كس را دوست دارد و يكى را دوستتر دارد، چون ميان ايشان خلاف افتد، خود را به جانب دوستتر مايلتر بيند، و خود [٥] بدين بشناسد كه وى را دوستتر مىدارد- و چون چنين نبود، گفت [٦] به زبان هيچ سود ندارد، كه آن گفت دروغ بود.
و براى اين گفت رسول (ص) كه «هميشه لا اله الا اللّه گويان [٧] خويش را از عذاب خداى-
[١] . از عذاب قبر.
[٢] . از اين گروه.
[٣] . (قرآن، ١٩/ ٧١، ٧٢)، و نيست از شما هيچ كس مگر به دوزخ، رسيدنى [گذرگاه يا بنگاه]. بر خداوند تو بريدنى است و درواخ كرده (ثابت و استوار) [اين وعده]. برهانيم [پس] از آنكه رسيدند به دوزخ] ايشان را كه از شرك بپرهيزيدند و فروگذاريم كافران را در آن به روى درافتاده.
[٤] . از دنيا بعيد العهد شوند (زمانى دراز از انس و آشنايى آنان با دنيا بگذرد).
[٥] . ادات تأكيد است.
[٦] . گفت، گفتن.
[٧] . گويندگان لا اله الا اللّه (نيست خدايى بجز اللّه).