ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٨٥ - فصل هفتم در پديد كردن احوال مردم پس از مرگ، و روشن گردانيدن آفرينش دومين كه آن را «آخرت» خوانند
حادث مىشود.
و گفتهاند كه: جدايى از مايه سبب زيادتى قوت است، بر آن فعل كه ملايم نيت و حالت او بود؛ اگر نيككردار است، و اگر بدكردار.
و فاضلترين علما برآنند كه: نفس كامل و منزه را بعد از مفارقت هيچ نظر به محسوسات نبود و بعضى از علما برآنند كه: نفس چون مفارقت تن كند، قوت وهمى با وى بود [١٨] به آن سبيل كه گفتيم. و هرآينه اين هيأت بدنى، كه به واسطه بدن اكتساب كرده باشد، در وى بماند؛ و حالت مرگ را آگاه بود و بدان دانا.
و بعد از مرگ، تخييل آن صورت انسانى كه او را بود مىكند؛ همچنانكه در خواب بيند، و تخييل كند صورت خود را كه در گور است. و به سبيل تخييل و تمثيل، آلام و عقوبات حسى كه ميان مردم متعارف است، مشاهدت كند. اگر نيككردار باشد به صورتى نيكو، هم بر آن صفت كه متعارف بود، كه نيك بختان را باشد [مشاهدت كند].
و گفتهاند كه: عذاب گور اين است، و آفرينش دوم آن باشد كه: از اين حالت خلاص يابد؛ و گور وى اين حالت و اين هيأت است.
و عجب اين است كه آن صورتهاى نيكو كه متعارف است، وى را ممثل مىشود پيش از آفرينش دوم- و بعد از آن- همچنانكه در كتب انبيا- عليهم السلام- آمده است، از بهشت و حور عين، و آنچه بدين ماند.
اما رموز و اشارات و لغز كه در اين باب منقول است، اگرچه نه مذهب كسى است؛ معنى بيش از آن است كه بر توان شمرد.
و «ثابت بن قرّه» را مذهبى عجيب است؛ و آن، آن است كه گفته است كه: نفس چون از بدن جدا شود، در جسمى لطيف بود از بدن! و اين سخن باطل است. و هيچ وجه ندارد، مگر گويند كه: رمز است چنانكه ديگر رمزها كه از حكما منقول است. و اللّه اعلم.
تمّت ترجمة رسالة الأضحويّة.
[پايان رساله اضحويه]