ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٢٨ - پيشگفتار ابن سينا رساله أضحويه در امر معاد
براى جبران اين حق، كمترين و ناچيزترين خدمتى كه مىتوان با بدن و توابع آن انجام داد، آن است كه در هيأت كسى درآيم كه به اندازه تاب و توان، در انجام وظيفه مىكوشد، و به هيچ روى كوتاهى نمىورزد؛ اگرچه خدمتش در خور صاحب حق نباشد.
اميد آنكه به زودى هنگامى فرا رسد تا به يارى وى به آرزويم برسم، و فرصتى يابم كه دوستان را شاد و دشمنان را خوار سازم، و از سرزنش بدخواهان وارهم.
آنگاه به آن خير و خوشبختى دست يابم كه بر اثر كج مدارى روزگار از كفم بيرون شده؛ و از شادكامى و كفايت، و بردبارى و آسوده دلى- از دنيا براى آخرت- بهرهمند گردم. زيرا دير زمانى است كه گرفتار رنج و اندوهى شدهام كه اگر بر كوهها يا صخرهها فرو مىافتاد آنها را خرد مىكرد.
اكنون من از تمام جهان دل بركندهام و تنها به وى مىانديشم، و او نيز از همه چيز بريده و به امثال من پرداخته است.
به شكرانه اين تجديد صحبت، از اندك دانشى كه اندوختهام، ارمغانى تقديمش مىدارم.
استاد را دل راضى نمىشود كه پس از پذيرش، مرا بيهوده گذارد، و به دست ناكامى سپارد، تا در گذرگاه نيك و بد حوادث قرار گيرم، و او خود تنها به كسى بپردازد كه از هر جهت از من فروتر است؛ يا سرنوشت مرا به آن كس سپارد كه پيروزى خود را در شكست من مىجويد، و عزت خويش را در خوارى من مىيابد، و براى رسيدن به مقصود در جهت خلاف من گام برمىدارد.
تفاوت پايه، ميان من و او اندك نيست، و اينكه او بتواند مرا جايگزين شود، در وهم نگنجد.
پس روا نيست كه وى از كوششهاى من بهرهبردارى كند؛ زيرا همپايه شدن او با من- در كفايت يا درايت، يا صيانت يا امانت، يا حسب يا نسب، يا جاه يا نيكنامى- امكانپذير نيست.
در آنجا كه مردان را برمىشمرند، وى در شمار فراموششدگان است؛ و من ستوده و سرشناس خواهم بود.
جاى گرفتن او در شمار خاصان استاد براى همه مايه سرافكندگى است، و رفتارش با روش استاد هماهنگى نمىپذيرد؛ در حالى كه وجود من براى استاد موجب سرافرازى و سپاس و ستايش و خير خواهد بود؛ و هميشه از آيين پسنديده و روش گزيدهاش پيروى خواهم كرد.
او در پناه استاد از پايه بلند و مال فراوان بهرهور شده، و شكسته حالى خويش را از اين رهگذر جبران كرده، و رخنههاى ناكامى خود را بربسته است؛ در حالى كه من تازه به نزديك آن رسيدهام، و هنوز طرفى نبستهام.