ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ٤٠ - فصل سيم در ابطال مذهبهاى تباه
سبب همه تورات تشبيه است.
و در قرآن، اين توحيد كه ما اشارت كرديم [نيامده] و هيچ صريح بيان نكرده است، بلكه آنچه گفته است؛ يا تشبيه است، يا تنزيهى مطلق. چنانكه گفته است كه: «مثل و مانند ندارد» [١].
و اما در خبر نه چندان تشبيه است كه حدّى دارد.
و چون توحيد كه اصل همه است چنين است؛ ديگر چيزها، چون معاد و آخرت، و لذت و راحت، چون تواند بود؟
و اگر كسى گويد كه: در سخن عرب مجاز بسيار است؛ و الفاظى كه در ظاهر موهم تشبيه است، چون: روى و دست و پاى، و آمد و شد، و خنده و شرم و خشم، همه درست است، بعضى از روى مجاز و بعضى از روى حقيقت؛ و نهاد سخن بر آن دلالت مىكند.
جواب دهيم كه: شك نيست كه عرب بعضى الفاظ را چون كار فرمايد حقيقت نخواهد، بلكه مجاز خواهد. و در قرآن بعضى جايها ظاهر است كه به لفظ مستعمل، آن معنى نمىخواهد كه لفظ آن را نهادهاند، بلكه مجاز را مىخواهد. اما اين آيت كه «فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ [٢]» و آيت ديگر كه « [هَلْ] يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ، أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ، أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ» [٣]، بدين قسمت كه به لفظ او ياد كرده است، و آنچه مانند اين است، هيچ وجه آن ندارد كه گويند «مجازى است». مگر كه گويند «اضمارى هست در اين آيت». يعنى سخنى ديگر مىبايد تا سخن درست شود، و آن سخن را بيفكنده است. ليكن آن كس كه اين گويد؛ راضى شده باشد كه غلط افتد در فهم، و در اعتقادات شبهت و كژى ننشيند، چون ظاهر فهم كنند.
بل آنچه گفته است: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... و ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ» جاى مجاز و استعارت است. و بر فصحاى عرب اين پوشيده نماند كه از امثال اين الفاظ، مجاز مىخواهد. و نيز هر كه وى را بر لغت عرب معرفت باشد، داند كه مجاز است. چنانكه در آيتهاى پيشتر برشمرديم [٤] «ظاهر است كه مجاز نمىخواهد» اينجا ظاهر است كه مجاز مىخواهد.
و اگر چنان انگاريم كه به اين جمله آيتها مجاز مىخواهد، كجاست در قرآن آيتى كه يك دلالت دارد به حقيقت توحيدى كه علما و حكما از آن بحثى كنند؟ و كجاست آن معانى باريك كه ايشان گفتهاند؟ چنانكه وى «عالم الذات» است، يا عالم است به علم. «قادر الذات» است، يا قادر است به قدرت. و ذات وى يگانه است، اگرچه صفات بسيار دارد، يا آنكه پذيراى
[١] . سوره شورى (٤٢) - لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ (آيه ١١)
[٣] . سوره بقره (٢) - آيه ٢١٠
[٢] . سوره بقره (٢) - آيه ٢١٠
[٤] . سوره اعراف (٦) - آيه ١٥٨