توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧ - قابل بودن دلالت عقليه براى اداء معانى مختلف بواسطه آن
معنا جزء الجزء براى معناى سوّمى باشد لاجرم دلالت آن معنائيكه اين جزء آنست اوضح و روشنتر است از دلالت معناى سوّم كه اين جزء جزء آن مىباشد.
مثلا دلالت حيوان بر جسم از دلالت انسان بر آن واضحتر است همانطورى كه دلالت لفظ [جدار] بر تراب واضحتر است از دلالت درب [بيت] بر آن.
سؤال
آنچه گفته شد عكس آن صحيح است يعنى دلالت انسان بر جسم از دلالت حيوان بر آن واضحتر است و همچنين دلالت بيت بر تراب از دلالت جدار بر آن روشنتر مىباشد و بطور كلّى دلالت كلّ بر جزء الجزاء از دلالت آن بر جزء واضحتر است عكس تقريرى كه مرقوم شد زيرا فهم جزء بر فهم كلّ سابق مىباشد.
جواب
بلى امر همينطور است ولى مراد و مقصود در اينجا انتقال ذهن به جزء و ملاحظه آن بعد از فهم كلّ مىباشد و بديهى است بسا كل فهميده ميشود بدون اينكه كوچكترين التفات و توجّهى به جزء بشود چنانچه شيخ الرئيس در شفاء بآن اشاره كرده و ميگويد:
جايز است نوع بخاطر خطور نموده و ابدا ذهن به جنس توجّهى ننمايد.