توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩ - عدم قابيلت دلالت وضعيه براى اداء معانى مختلف بواسطه آن
در حصول و تحقّق دلالت مطابقه علم بوضع شرط است پس اگر اينمعنا حاصل باشد اصل دلالت تحقّق مىيابد و اگر هم حاصل نباشد دلالت مطابقه رأسا منتفى است پس بايد بگوئيم دلالت مطابقه امرش مردّد است بين وجود و عدم و از معانى قابل تشكيك نبوده تا بتوان برايش مراتب قائل شد.
شرح نكته دوم
مصنّف در متن گفت:
و الّا لم يكن كل واحد دالّا عليه.
و نگفت:
و الّا لم يكن واحد منها دالا عليه يا لم يكن شيئ منها دالّا عليه.
وجه اين تعبير آنستكه مصنّف قبلا گفته بود:
لان السّامع ان كان عالما بوضع الالفاظ الخ.
اينجمله [عالما بوضع الالفاظ] موجبه كليّه است زيرا معناى آن اينستكه:
عالما بوضع كل لفظ و روشن است نقيض موجبه كليّه سالبه جزئيّه است لذا مصنّف با كلمه [الا] چون در مقام نقيض [ان كان عالما بوضع الالفاظ مىباشد] از اينرو عبارت [و الّا لم يكن كل واحد الخ] را آورد كه مفادش سالبه جزئيّه است و عبارت [و الا لم يكن واحد منها] را نگفت زيرا مفادت آن سالبه كليّه مىباشد و ذكر آن صحيح نيست.
امّا اينكه جمله [و الّا لم يكن كل واحد] مفادش سالبه