توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠ - اركان تشبيه
و حيات.
شارح گويد:
وجه شبه بين ايندو آنستكه هردو طريق و راه براى ادراك مىباشند و اين معنا را سكّاكى در مفتاح و مصنّف در كتاب ايضاح گفتهاند، بنابراين بايد بگوئيم:
مقصود از علم در اينجا ملكهاى استكه بواسطهاش بر ادراكات جزئيّه قدرت حاصل مىشود يعنى مراد از علم سبب ادراك است نه نفس آن و پرواضح است كه علم همچون حيات جهت و طريق است براى ادراك.
برخى از ادباء گفتهاند:
وجه شبه بين علم و حيات ادراك ميباشد زيرا علم نوعى از ادراك است و از طرفى حيات نيز چون مقتضى حسّ بوده بايد آنرا قسمى از ادراك دانست در نتيجه هردو در ادراك بودن با هم مشترك هستند.
فساد اينكلام ظاهر و روشن است زيرا اينكه ميگوئيم حيات مقتضى حسّ است موجب آن نيست كه علم و حيات را در ادراك مشترك قرار دهيم.
و همچنين مخفى و پنهان نيست كه مراد از عبارت ذيل يعنى:
علم مانند حيات بوده و جهل همچون مرگ ميباشد.
اين نيست كه علم ادراك است همانطوريكه با حيات ادراك مقرون و همدوش مىباشد بلكه اگر قصد هم اين باشد در آن فائده