آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٠
اين كريمه نيز دلالت دارد بر اينكه انسان غير از اين هيكل محسوس است بلكه بذات خود جوهر مدرك است و به خرابى بدن فانى نمىشود و تألم و التذاذ و ديگر ادراكاتش توقف بر بدن ندارد.
وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ١ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ ٢ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ٣ مشابه اين آيات كريمه چند آيت ديگر نيز هست. نفرمود بما كنتم تعملون يا مما كنتم تعملون، براى اين كه افاده فرمايد جزا نفس عمل است، و همچنين آيات ديگر.
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ٤ آيه كريمه انسان را نفس عمل معرفى كرده است كه آن فرزند ناصالح عمل غير صالح است و تقدير كلمه ذو كه انه ذو عمل غير صالح، و هم است. و قرائت عمل بصورت فعل و نصب غير، مرجوح است زيرا قرائت مشهور كه از هر حيث بهترين قراآت است قرائت حفص و ابو بكر از عاصم است.
امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان آورده است كه قرائت حفص از عاصم، قرائت امير المؤمنين على عليه السلام است مگر در ده كلمه. و علامه حلى در تذكرة الفقهاء فرمود آن ده كلمه را ابو بكر در قرآن آورده است كه روايت ابو بكر از عاصم كاملا همان قرائت امير المؤمنين (ع) است و بقرائت هر دو انه عمل غير صالح به فتح ميم و تنوين لام و رفع غير است، پس بدان كه جنت و نار در ارواحاند نه ارواح در جنت و نار، بلكه در اطلاق كلمه در كه مشعر به ظرفيت است خيلى دقت بايد.
(١)- يس ٥٥
(٢)- اعراف ١٤٨
(٣)- آخر مطففين
(٤)- هود ٤٦