آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٩
از ابدان، حرف زده و گذشته است؟! هر چند در كتاب مبدأ و معاد بلكه در معاد نجات و شفاء (ص ٢٨٢ و ٢٧٣ ج ٢ ط ١) و در برخى از رسائل ديگرش جبران فرموده است. و ما در يك يك امور و مسائل مذكوره در دروس معرفت نفس، و در اتحاد عاقل به معقول و در شرح فصوص فارابى و غيرها به تفصيل بحث كردهايم و ادله عقلى و نقلى اقامه نمودهايم و در اين جا به ذكر بعضى از آيات و روايات به عنوان مزيد بصيرت تبرك مىجوييم:
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ ١ قاضى ناصر بن عبد اللّه بيضاوى متوفى ٦٨٥ ه. ق در تفسير گرانقدرش به نام «انوار التنزيل و اسرار التأويل» در تفسير همين آيه كريمه افاده فرمود:
فيها دلالة على أن الارواح جواهر قائمة بانفسها مغائرة لما يحس به من البدن تبقى بعد الموت دراكة و عليه جمهور الصحابة و التابعين و به نطقت الآيات و السنن.
اين كلام بيضاوى را خيلى قدر و مرتبت است و اگر وى را در تفسيرش جز اين مطلب مهم كلامى نبود در ارزش كتابش كافى بود.
گويد: آيه دال است بر اينكه ارواح، جواهر قائم بذات خود و مغاير با اين ابدان محسوس و بعد از مرگ باقى و دراكند، و جمهور صحابه و تابعين بر اين عقيدت بودند و آيات و سنن بدان ناطقند.
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ٢
(١)- بقره ١٥١
(٢)- آل عمران ١٧٠