آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨
عَنِ النَّعِيمِ ٣٥. مشاهده دوزخ بعد از حصول علم اليقين است، و مشاهده بهشت قبل از سؤال، از آنكه هنوز علم حكم غيب دارد و بعد از حصول علم عين- اليقين است چه با علم هنوز حجاب باقيست بعين و با عين باقيست باثر.
اهل گمان پندارند كه قيامت هم بزمان دور است، وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ٣٦؛ و هم بمكان، وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ٣٧. و اهل يقين دانند كه هم بزمان نزديكست، اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ ٣٨ و هم بمكان، وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ؛ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً، وَ نَراهُ قَرِيباً ٣٩ كه پيغمبر عليه السلام دست فراز كرد و ميوه بهشت بر گرفت و تا حارثه مشاهده آن حال نكرد بر آنكه او مؤمن حقيقى است حكم نكرد، اذ قال له كيف اصبحت يا حارثة؟ قال اصبحت مؤمنا حقا. قال عليه السلام لكل حق حقيقة؛ فما حقيقة ايمانك؟ قال رأيت اهل الجنة يتزاورون و رأيت اهل النار يتعاورون و رأيت عرش ربى بارزا. فقال عليه السلام اصبت فالزم ثم قال عليه السلام لانس بن مالك هذا شاب نور اللّه قلبه بالايمان ٤٠.
يادداشتها
(١)- از يكديگر چه مىپرسند؟ از خبر بزرگ (مىپرسند)؟ آنكه ايشان در آن اختلاف مىكنند. (نبأ ٧٨/ ١ و ٢)
(٢)- و از پس ايشان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند.
(مؤمن ٢٣/ ١٠٠)
(٣)- مردمان خفتگانند، پس چون مردند، بيدار شوند، دنيا خواب ديدنى است.
(حديث)
(٤)- مردگانى غير زندهاند. (نحل ١٦/ ٢١)
(٥)- و تو شنواننده آنان كه در گورهايند نيستى. (فاطر ٣٥/ ٢٢)
(٦)- پس چون مردند بيدار شوند، هر كه مرد پس هرآينه قيامتش بر پا شده است. (حديث)