آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١
فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا ٢٢. موسى (ع) كه مراد مبدأ است و صاحب تنزيل و صاحب غربست كه موقع افول نور باشد، وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ، «اول ما كتاب الله تعالى التوراة» ٢٣. و عيسى (ع) كه مراد معاد است و صاحب تأويل صاحب شرق است كه موضع طلوع نور باشد، وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا ٢٤، وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ ٢٥، و محمد صلى اللّه عليه و آله كه جامع هر دو است بوجهى متوسط است و بوجهى از هر دو مبرا. اما جامع.
بحكم اينكه در مبدأ منزلتى دارد كه، «كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين.» ٢٦
«لكل شىء جوهر و جوهر الخلق محمد صلى اللّه عليه و آله» ٢٧؛ و در معاد هم مرتبتى دارد كه شفيع روز حشر است، «ادخرت شفاعتى لاهل الكبائر من امتى» ٢٨. و اما متوسط، بحكم آنكه از وسط عالم روى بمغرب بايد كرد تا روى بقبله موسى باشد و بمشرق تا بقبله عيسى باشد و بميان هر دو تا قبله محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم باشد كه «ما بين المشرق و المغرب قبلتى» ٢٩. و اما از هر دو مبرا بحكم، لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ ٣٠ است، إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ٣١.
يادداشتها
(١)- پس رويت را بسوى دين پاك بدار، سرشت خدائى كه انسانها را بر آن آفريد، آفرينش خدا را دگرگونى نيست، آن است دين پايدار.
(روم ٣٠/ ٣٠)
(٢)- خدا بود و هيچ چيز با او نبود. (حديث)
(٣)- و هرآينه ترا از پيش آفريدم در حالى كه چيزى نبودى. (مريم ١٩/ ٩)
(٤)- هر كه بر روى آن (زمين) است نيست شدنى است و (تنها) وجه پروردگار بزرگوار و گراميت پاينده است. (رحمن ٥٥/ ٢٧)