آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٦٣
و نداشتن آگاهى به علت توغل در دنيا بود كه خود را فراموش كرده بود و چون انقطاع از غير خودش كه موت است حاصل گردد پرده برداشته شود و ديده تيز بين گردد و مىبيند آنچه را كه به خود نسبت مىداد كه آن مال من است و اين مال من است همه آنها مانند الجل للفرس بودهاند كه اضافه و نسبتى اعتبارى از مقوله جده به او داشتند كه در واقع از او جدا بودند و دارايى اعتبارى او بودند و ملك حقيقى انسان آنست كه لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى و اين لام مثل لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ است كه ملك واقعى انسان و شئون ذاتى و اطوار نور وجودى اوست كه غير او نيستند تا انقطاع از او يابد، و حال مىبيند آن سعيها سعى انسانى نبود كه اعتلا و ارتقاى وجودى يابد و سعادت دائمى خود را به كف آرد، لا جرم رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ مىگويد، و جواب كلا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها مىشنود.
ص ٥٠ اعبد اللّه لا لرغبة و لا لرهبة.
كه عبادت احرار است. و غير ايشان را در نشأه ثانيه، شروع در بيان تبديل زمين و آسمان است.
تبصره: فصل پانزدهم باب يازدهم نفس اسفار در معنى نفخ در صور است. معانى لطيف از فتوحات مكيه و غير آن آورده است.
(ص ١٧٢ ج ٤ ط ١).
فصل سيزدهم
ص ٥٣ پس چون نور الانوار مكشوف شود كواكب را وجودى نماند.
سعدى نيكو گفته است: