آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٤
سُجِّرَتْ ٨، تا بحر و بر، و شيب و بالا، و آسمان و زمين يكسان شوند و خلايق در عرصات قيامت ظاهر شوند، فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ٩. اهل برازخ را حجب كثيف و رقيق از پيش بردارند، وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ١٠ و در مواقف كشف اسرار بدارند، وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ١١. آنها كه از حبس برزخ خلاص يابند روى ببارگاه ربوبيت نهند، فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ١٢. سموم و انياب و اظفار و قرون از هوام و سباع و انعام باز ستانند تا سورت اطراف تضاد شكسته شود، «يؤخذ السم من الصل و الناب من الذئب و القرن من الكبش» ١٣، لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً. و مرگ را كه بهر دو طرف تضاد سبب هلاك خلق بود بر صورت كبش املح ميان بهشت و دوزخ بكشند تا بمرگ مرگ كه نيستى نيستى باشد هستى مطلق كه حيات ابدى باشد عيان شود. و دوزخ را بر صورت اشترى بعرصات آرند، وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ١٤ تا اهل عيان او را مشاهده كنند، وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى ١٥، و از هول مشاهده او اجراى آفرينش بر نيستى خود اطلاع يابند، «فشرد شردة لو لا ان حسبها اللّه لا حترقت السماوات و الارض» ١٦.
يادداشتها
(١)- و چون ستارگان فرو ريزند. (انفطار ٨٢/ ٢)
(٢)- و ماه تاريك شود. (قيامة ٧٥/ ٨)
(٣)- و ماه و خورشيد بهم شوند. (قيامت ٧٥/ ٨)
(٤)- چون خورشيد در هم پيچيده شود. (تكوير ٨١/ ١)
(٥)- در آن نه آفتابى مىبينند و نه سرماى سختى. (انسان ٧٦/ ١٣)
(٦)- چون پشم زده شده. (قارعه ١٠١/ ٥)
(٧)- و ترا از كوهها مىپرسند پس بگو پروردگارم آنها را از جاى مىكند بركندنى، پس آنها را چون زمينى هموار و نرم رها ميسازد، در آن نه كجى