آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٣
ينتفع به فى العلوم، و صار ذكره ايضا نافعا فى العلوم كالتجارب التى تحصل بالذكر، و الارصاد الجزئية و غير ذلك و موضع دوم آن نيز به همين وزان در تجانس قوى با قوه نطقيه مطالب شريف دارد.
محرر اين تعليقات گويد: شيخ بزرگوار با اين رفعت كلام چرا نمىفرمايد كه نفس جسمانية الحدوث است و به تنهايى همه قواى خود است به اين معنى كه وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است و او را رتبه فوق وحدت عددى، و فوق مقام تجرد است، تا از اين حقيقت انتقال يابد به نظام وجود و قائل به وحدت شخصيه وجود بشود از در معرفت در نفس بنگرد كه «هو فى السماء اله و فى الارض اله،» و هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، و در نتيجه از وسوسهها و دغدغهها و شكوك و شبهههاى مشاء و متوغلان در كثرت، در مسائل ربط حادث به قديم، و علم بارى تعالى به جزئيات على وجه جزئى و نظائر آنها رهايى يابد؟! تبصرة: قوه وهميه كه رئيس و حاكم اكبر قواى حيوانى است كه در حيوانات تمام قوى مادون اويند، همان قوه واهمه است كه آن را وهم و قوه وهميه نيز گويند. اين قوه مدرك معانى جزئيه است كه چون در قواى حيوانى شريفترين قوه است كه مدرك معانى جزئيه است لذا اسم رئيس ايشان را كه قوه وهميه است بر او گذاردهاند هر چند تمام قواى مادون او از شئون او هستند كه اگر در حيوانات است همه ادراكات آنها وهمى است و اگر در انسان است همه ادراكات نطقى و عقلى است. بنا بر اين در موارد استعمال اگر سخن در قوه مدركه جزئيات است همين قوه وهميه به معنى واهمه است، و