آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١٤
است رساله قواعد التوحيد جدش را بنام تمهيد القواعد بهمان سبك تركه شرح كرده است و از كتب درسى تشنگان معارف حقه است، و همچنين مصباح الانس علامه ابن الفنارى كه از كتب شامخ استدلالى عرفان است. چنانكه شيخ رئيس محيى حكمت مشاء در نمط نهم اشارات مقامات عارفين را به طريق بحث و استدلال حكيمانه عنوان كرده است، فخر رازى در شرح آن گويد:
ان هذا الباب اجل ما فى هذا الكتاب فانه رتب فيه علوم الصوفية ترتيبا ما سبقه اليه من قبله و لا لحقه من بعده.
و نيز صدر المتالهين در مرحله ششم امور عامه اسفار كه در علت و معلول است در آخر فصل بيست و ششم آن فرمود (ص ١٨٩ ج ١):
اياك و ان تظن بفطانتك البتراء ان مقاصد هولاء القوم من اكابر العرفاء و اصطلاحاتهم و كلماتهم المرموزة خالية عن البرهان الخ.
قلم در رد معرفت فكرى زدن، و خط بطلان به منشورات براهين عقلى كشيدن، و دين الهى و فلسفه الهى را جداى از هم داشتن و پنداشتن ستمى بس بزرگ است. و در عين حال تميز بين دو نحو ارتزاق لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ را ندادن سخنى سخت سست است.
هيچ گاه بشر نمىتواند از منطق و برهان بىنياز باشد چنانكه از وحى و رسالت و بالاخره اگر عارف بخواهد فرضا يكى از مطالب فلسفى را رد كند بايد با دليل رد كند و دليل خود فلسفه است.
مبناى پيشرفت عقل و هشدارى بشر به احتجاج و استدلال است كه به سه قسم برهان و خطابه و جدال أحسن تقسيم مىشود. چنانكه قرآن كريم بدان ناطق است كه ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ