آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٤
و- و ديگر اين كه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاء است كه به كسب كردن معارف و حقائق و تحصيل ملكات أعمال فاضله انسانى اشتداد وجودى و سعه مظهرى پيدا مىكند و به اتحاد علم و عالم، و عمل و عامل به سوى كمال مطلق ارتقاء مىيابد.
ز- و ديگر اينكه نفس عين مدركات خود است كه اتحاد مدرك و مدرك و ادراك است و ادله اتحاد عاقل به معقول متكفل اثبات اين امر است.
ح- و ديگر اتحاد نفس به عقل فعال يعنى مفيض صور علميه، و فناى نفس در آن است.
ط- و ديگر جوهر بودن علم و عمل و انسان سازى آنها است.
يعنى علم و عمل عرض نيستند بلكه جوهر و انسان سازند. علم سازنده روح و عمل سازنده بدن است و همواره در همه عوالم، بدن آن عالم مرتبه نازله نفس است. و بدنهاى دنيوى و أخروى در طول يكديگرند و تفاوت به نقص و كمال است و ادله عقلى و نقلى بر اين امر قائماند.
ى- و ديگر جزا، نفس علم و عمل بودن است چه جزا در طول علم و عمل است و ادله عقلى و نقلى بر آن قائماند.
يا- و ديگر اينكه ملكات نفس مواد صور برزخىاند يعنى هر عملى صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر مىشود كه صورت انسان در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنيا است و همنشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار و ملكات او است كه در صقع ذات او پديد مىآيند و بر او ظاهر مىشوند كه در نتيجه انسان در اين نشأه نوع و در تحت