آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١١
نتيجه اينكه پاى استدلاليان سخت بىتمكين بود. عدم اعتماد بر علوم عقليه را بايد با دليل قبول كرد و يا بىدليل؟ اگر با دليل است دليل خود فلسفه و معقول است و اگر بىدليل است نامعقول است و اعتماد را نشايد.
و همچنين نظير مناظره مذكور مشاجره اصحاب علوم نقليه با ارباب علوم عقليه و حقائق عرفانيه است و امر بين الامرين نظر انسان در مسير عدل و وسط است چه وى را نظرى ارفع از اين جمود يكجانبه است.
اگر چه هيچ دانشى به پايه بلندى و گرانقدرى و ارزشمندى عرفان نيست و آن كس كه عرفان ندارد نه دنيا دارد و نه آخرت ولى همچنانكه عارف به فلسفى ميگويد حق تعالى را بايد با هر دو ديده نگريست، حق اين است كه معارف و علوم را بايد با هر دو چشم نگاه كرد زيرا كه بشر نمىتواند از منطق و برهان بىنياز باشد، و چه بسا مطالب حقه كه در كتب و رسائل راسخين در فن فلسفه مىيابيم كه با متن صريح معارف عرفانى موافق و معاضد يكديگرند، و بالاخره اگر عارف بخواهد يكى از مطالب فلسفى را رد كند بايد با دليل رد كند و دليل خود فلسفه است، مبناى پيشرفت عقل و هشدارى بشر به احتجاج و استدلال است كه بسه قسم برهان و خطابه و جدال احسن تقسيم ميشود. ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (نحل ١٢٦) جناب قاضى نور اللّه شهيد نور اللّه مرقده را در اول مجلس ششم كتاب مجالس المؤمنين سخنى منصفانه و عادلانه است كه گويد: