آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٤
گفت: نه، گفت قدر به معنى هندسه است (كافى معرب ج ١ ص ١٢١).
در لغت فصيح قرآنى «قدر» به فتح قاف و سكون دال: مطلق اندازه است، و به فتح هر دو: اندازه معين إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ (سوره قمر آيه ٥٠) و هر چه كه در خلقت دلرباى نظام احسن عالم به وقوع پيوست به اندازه معين يعنى به حد و صورتى حساب شده است.
و خود كلمه «خلق» به معنى ايجاد به اندازه است. اگر نجارى بخواهد دربى درست كند، اول تقدير يعنى اندازه آن و اندازه اجزاى آن را در نظر مىگيرد؛ و پس از آن، اجزاء را به وفق تقدير مىبرد و مىتراشد، و سپس آنها را به فراخور فهم و بينش خود به أحسن وجه مىپيوندد كه به صورت و شكل درب مطلوب در ميآيد.
خداوند كه انسان را در ذات و صفات و افعالش، به صورت خود آفريد درباره خود فرمود: هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ (سوره حشر آيه ٢٥) از آن حيث كه مقدر است خالق است، و چون به وفق تقدير ايجاد مىكند بارى است، و از اينكه صور موجودات را به احسن وجه ترتيب مىدهد و تركيب مىكند مصور است. پس هر چه كه بايد از صورت علم عنائى حق جل و على به عين خارجى تحقق يابد، مسبوق به اندازه است كه چون به وقوع مىپيوندد به قدر و اندازه معين ايجاد و اختراع مىگردد، لذا در نگارستان جهان همه چيز حساب شده و به اندازه شايسته و بايسته و بسند يعنى مهندسى شده آفريده شده است كه زيباتر از آن تصورشدنى نيست، آرى، چو حسن ذات خود حسن آفرين است- جميل است و جمال او چنين است.
حق سبحانه در چند جاى قرآن كريم خود را به علم شريف