آغاز و انجام - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٣٧
لقد رأيناك صنعت على سعد ما لم تصنعه على احد انك تبعت جنازته بلا رداء و لا حذاء.
فقال (ص): ان الملائكة كانت بلا رداء و لا حذاء فتأسيت بها.
قالوا: و كنت تأخذ يمنة السرير مرة و يسرة السرير مرة.
قال كانت يدى فى يد جبرئيل آخذ حيث يأخذ.
قالوا أمرت بغسله و صليت على جنازته و لحدته فى قبره ثم قلت ان سعدا قد اصابته ضمة؟ قال: فقال «نعم انه كان فى خلقه مع أهله سوء».
اين حديث در كافى نيز روايت شده است و در ذيل آن آمده است: انما كان من زعارة فى خلقه على أهله (وافى ج ١٣ ص ٩٧). در اين موضوع شريف در دروس اتحاد عاقل بمعقول به تفصيل بحث كردهايم و آن را مبرهن نمودهايم.
ص ٣٦ همين است كه به عبارت اهل دانش ملكه گفتهاند.
ملكه از ملك به معنى سلطنت و اقتدار است زيرا انسان از تكرر هر حرفه و صنعت و حالت و توجه و نيت ملكهاى تحصيل مىكند يعنى صاحب اقتدار و تسلط مىشود كه صدور فعل و اثر آن ملكه بر وى آسان مىگردد و اين مكنت و منت و سلطان را ملكه گفتهاند اگر در حسنات است ملك ملك است و اگر در سيئات شيطان.
و قواى عالم را كه ملائكه ناميدهاند به همين جهت است كه قدرت و سلطنت بر مادون خود كه به منزله ابدان آنهايند دارند. آرى شيخ عربى در فتوحات ملائكه را از الوكت به معنى رسالت گرفته است و آخوند مولى صدرا در مصنفاتش گاهى آن و گاهى اين. و بحث در اين مطلب شريف هر چند بسيار مطلوبست ولى از جهت خوف خروج از