تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - تفسير انواع مجازاتها در برابر انواع گناهان!
به نظر مىرسد كه: مجازات نخست مخصوص آن گروه از توطئهگرانى است كه در صف جباران و مستكبران خطرناكند همچون قارونها كه خداوند چنان آنها را از اوج قدرت پائين مىكشد و بدرون خاك و اعماق زمين فرو مىفرستد كه مايه عبرت همگان گردد.
نوع دوم ويژه توطئهگرانى است كه در عيش و نوش و هوسهاى سركش خود غرقند، ناگهان عذاب الهى دامانشان را از آنجا كه انتظار ندارند مىگيرد.
نوع سوم مخصوص دنيا پرستان زراندوزى است كه شب و روز در تلاشند كه از هر طريق و با هر جنايتى كه ممكن است بر حجم ثروت خود بيفزايند كه خداوند آنها را در همان حال كه سرگرم جمع ثروتند گرفتار عذاب مىكند [١] و اما مجازات نوع چهارم از آن كسانى است كه طغيان و توطئه و گناهشان به آن حد و پايه نرسيده است كه راه بازگشتى براى آنان وجود نداشته باشد، در اينجا خداوند از طريق" تخوف" (هشدار و تهديد) آنها را كيفر مىدهد يعنى نخست با حوادث دردناكى كه در اطراف آنها به وقوع مىپيوندد به آنها بيدار باش ميدهد، اگر بيدار شدند و وضع خود را اصلاح كردند چه بهتر و گرنه آنان را در كام عذاب فرو مىبرد.
بنا بر اين ذكر رأفت و رحمت خداوند به عنوان يك علت مربوط به گروه چهارم است كه هنوز تمام پيوندهاى خود را از خدا نبريدهاند و همه پلها را پشت سر خود ويران نساختهاند.
[١]" تقلب" گرچه در لغت عرب به معنى هر گونه رفت و آمد است، ولى در اين گونه موارد- همانگونه كه بسيارى از مفسران گفتهاند و در بعضى از روايات اسلامى نيز تاكيد شده- به معنى رفت و آمد در طريق تجارت و كسب مال است (دقت كنيد).