تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - تفسير سرنوشت گنهكاران قوم لوط
٦٧- (از سوى ديگر) اهل شهر (با خبر شدند و به سوى خانه لوط) آمدند در حالى كه به يكديگر بشارت مىدادند.
٦٨- (لوط) گفت اينها ميهمانان منند، آبروى مرا نريزيد! ٦٩- و از خدا بپرهيزيد و مرا شرمنده نسازيد! ٧٠- گفتند مگر ما تو را از جهانيان نهى نكرديم (و نگفتيم احدى را به ميهمانى نپذير!).
٧١- گفت دختران من حاضرند اگر مىخواهيد كار صحيحى انجام دهيد (با آنها ازدواج كنيد و از گناه و آلودگى بپرهيزيد).
٧٢- بجانت سوگند اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست دادهاند).
٧٣- سرانجام بهنگام طلوع آفتاب صيحه (مرگبار، بصورت صاعقه يا زمين لرزه) آنها را فرو گرفت.
٧٤- سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم) بالاى آن را پائين قرار داديم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم.
٧٥- در اين (سرگذشت عبرتانگيز) نشانههايى است براى هوشياران.
٧٦- و ويرانههاى سرزمين آنها بر سر راه (كاروانها) همواره ثابت و برقرار است.
٧٧- در اين نشانهاى است براى مؤمنان.
تفسير: سرنوشت گنهكاران قوم لوط
در آيات گذشته داستان ملاقات فرشتگان مامور عذاب قوم لوط را با ابراهيم خوانديم، و در اين آيات داستان خارج شدن آنها از نزد ابراهيم و آمدن به ملاقات لوط را مىخوانيم.
نخست مىگويد:" هنگامى كه فرستادگان خداوند نزد خاندان لوط آمدند" (فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ ...)