تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - ١- تقيه و فلسفه آن
شدن سخت مىكوشند كه واقع كار آنها مكتوم بماند، تا نيروهاى گروه خود را بيهوده از دست ندهند، و براى ادامه مبارزه ذخيره كنند.
هيچ عقلى اجازه نمىدهد كه در اين گونه شرائط، مجاهدانى كه در اقليت هستند، علنا و آشكارا خود را معرفى كنند و به آسانى از طرف دشمن شناسايى و نابود گردند.
به همين دليل تقيه قبل از آنكه يك برنامه اسلامى باشد يك روش عقلانى و منطقى براى همه انسانهايى است كه در حال مبارزه با دشمن نيرومندى بوده و هستند.
در روايات اسلامى نيز مىخوانيم كه تقيه به يك سپر دفاعى، تشبيه شده است.
امام صادق ع مىفرمايد:
التقية ترس المؤمن و التقية حرز المؤمن:
" تقيه سپر مؤمن است، و تقيه وسيله حفظ مؤمن است" [١] (توجه داشته باشيد كه تقيه در اينجا تشبيه به سپر شده و سپر ابزارى است كه تنها در ميدان جنگ و مبارزه با دشمن براى حفظ نيروهاى انقلابى از آن استفاده مىشود).
و اگر مىبينيم در احاديث اسلامى، تقيه نشانه دين و علامت ايمان، و نه قسمت از مجموع ده قسمت دين شمرده شده است همه به خاطر همين است.
تفسير نمونه ؛ ج١١ ؛ ص٤٢٥
بته بحث در زمينه تقيه بسيار گسترده است كه اينجا جاى شرح و بسط آن نيست، تنها هدف اين بود كه بدانيم آنچه را بعضى در مذمت تقيه مىگويند دليل ناآگاهى و بىاطلاعى آنها از شرائط تقيه و فلسفه آن است.
بدون شك مواردى وجود دارد كه در آنجا تقيه كردن حرام است و آن در موردى است كه تقيه به جاى اينكه سبب حفظ نيروها شود مايه نابودى يا
[١] وسائل الشيعه جلد ١١ حديث ٦ از باب ٢٤ از ابواب امر به معروف.