تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - تفسير آنها كه بار گناه ديگران را بر دوش مىكشند
هيچ فكرش را نمىكردند عذاب الهى به سراغشان آمد و سقف بارگاهشان را بر سرشان فرو ريخت، آن چنان نابود يا پراكنده شدند كه گويى هرگز بر صفحه زمين نبودند!
و آنها را مورد سؤال قرار مىدهد" و مىگويد كجا هستند آن شريكانى كه شما براى من ساخته بود، و به آنها عشق مىورزيديد، و به خاطر آنها با ديگران به مجادله و حتى دشمنى برمىخاستيد"؟! (وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ) [١] در اينجا آنها پاسخى براى اين سؤال مسلما ندارند ولى" عالمان در آنجا زبان به سخن مىگشايند و مىگويند شرمندگى و رسوايى و همچنين بدبختى امروز براى كافران است" (قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ).
و از اينجا روشن مىشود كه سخنگويان در قيامت، عالمان و دانشمندانند چرا كه در آن محضر بزرگ بايد سخنى گفت كه خلافى در آن نباشد و اين از كسى جز عالمان با ايمان ساخته نيست.
و اگر مىبينيم در بعضى از روايات اهل بيت ع تفسير به امامان معصوم شده است، به خاطر آن است كه آنها مصداق اتم و اكمل عالمان باايمانند [٢]
[١] تشاقون از ماده شقاق به معنى مخالفت و دشمنى است و اصل آن از ماده" شق" به معنى نصف كردن (و شكاف ايجاد نمودن) آمده است.
[٢] به تفسير نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٥٠ مراجعه فرمائيد.