تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - تفسير آنها كه بار گناه ديگران را بر دوش مىكشند
(آيه ٣١- انفال).
جالب اينكه مستكبران امروز نيز غالبا موذيانه براى فرار از حق و همچنين براى گمراه ساختن ديگران متوسل مىشوند، حتى در كتب جامعهشناسى شكل به اصطلاح علمى به آن دادهاند و مذهب را زائيده جهل بشر و تفسيرهاى مذهبى را اسطورهها مىنامند! اما اگر درست به اعماق فكر آنها نفوذ كنيم مىبينيم مساله چيز ديگر است، آنها با مذاهب خرافى و ساختگى هرگز جنگ و ستيز ندارند، بلكه خود عامل پيدايش يا نشر آنند، مخالفت آنها تنها با مذاهب راستين است كه افكار انسانها را بيدار مىكند، و زنجيرهاى استعمار را در هم مىشكند و سد راه مستكبران و استعمارگران است.
آنها مىبينند قبول تعليمات مذهبى كه اصول عدل و انصاف را پيشنهاد مىكند و با تبعيض و ستمگرى و هر گونه خودكامگى مىجنگد با نقشههاى آنها مخالف است.
آنها مىبينند پذيرش دستورات اخلاقى مذهب با هوسهاى سركش و آزاديهايى كه مورد نظر آنها است سازگار نيست، مجموع اين جهات سبب مىشود كه اين سد و مانع را از سر راه خود بردارند، و حتما بايد پاسخى براى مردم درست كنند، چه پاسخى از اين بهتر كه آنها را به نام اسطوره و افسانه دروغين معرفى كنند.
آنچه متاسفانه آنها را در اين برچسب زدن به مذهب تا حدى موفق مىكند خرافاتى است كه گاهى افراد نادان و بىاطلاع ساخته و پرداخته و به نام مذهب قالب مىزنند، بر همه طرفداران مذهب راستين لازم است شديدا با اينگونه خرافات به مبارزه برخيزند، و دشمنان را خلع سلاح كنند، اين حقيقت را همه جا بنويسند و بگويند كه اينگونه خرافات هيچگونه ارتباطى به مذاهب راستين