تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨ - تفسير آبها، ميوهها، دامها
هم تاكيدى است بر مساله توحيد و شناخت خدا، و هم در لابلاى آن اشارهاى به مساله معاد است، و هم با ذكر اين نعمتها، حس شكرگزارى بندگان را تحريك كرده، آنها را از اين طريق به خدا نزديكتر مىسازد، مجموع اين جهات سهگانه پيوند اين آيات و آيات گذشته را روشن مىسازد.
از سوى ديگر در آخرين آيه بحث گذشته، سخن از نازل كردن آيات قرآن كه حيات جان آدمى است در ميان بود، و در نخستين آيه مورد بحث، سخن از نزول باران از آسمان كه مايه حيات جسم آدمى است به ميان آمده.
نخست مىگويد:" خداوند از آسمان آبى فرستاد و زمين را بعد از آنكه مرده بود بوسيله آن حيات بخشيد" (وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها).
" در اين امر نشانه روشنى است از عظمت خدا، براى آنها كه گوش شنوا دارند" (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ).
مساله حيات و زندگى زمين به وسيله نزول آب باران از آسمان، در آيات متعددى از قرآن، بيان شده است، زمينهاى خشكيده و خاموش و بى روح كه گاهى خشكسالى آنها را چنان از كار انداخته كه انسان هرگز باور نمىكند در گذشته در آغوشش گياهى پرورش يافته، و يا در آينده، موجود زندهاى در دامانش تولد خواهد يافت، اما چند باران پى در پى و به دنبال آن تابش اشعه حياتبخش آفتاب، آن را به حركت در مىآورد، گويى خفتهاى است كه بيدار مىشود و يا صحيحتر مردهاى است كه بادم مسيحايى باران به حيات باز گردد، انواع گلها و گياهها در آن آشكار مىشود و به دنبال آن حشرات و پرندگان و انواع حيوانات از هر طرف به سوى آن مىآيند و زمزمه حيات و زندگى سر مىدهند.
خلاصه در آن سرزمين كه سابقا مرده و خاموش بود چنان غلغلهاى بر پا