تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - تفسير تجزيهگران و التقاطيها!
بقره و سوره نور و سوره تغابن و سوره مائده كه در بعضى به پيامبر ص دستور صفح و عفو داده شده و در بعضى به مؤمنان، روشن مىشود كه اين يك دستور عمومى و ابدى است، و اتفاقا هيچ منافاتى با دستور جهاد ندارد، زيرا هر يك از اين دو جاى مخصوص به خود دارند، در جايى بايد با عفو و گذشت پيشرفت كرد، و به هنگامى كه عفو و گذشت سبب جرات و جسارت و سوء استفاده طرف گردد چارهاى جز شدت عمل نيست.
مىدانيم" سبع" در لغت به معنى" هفت" و" مثانى" به معنى" دو تاها" است، و بيشتر مفسران و روايات، سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي را كنايه از سوره" حمد" گرفتهاند، زيرا سوره حمد بنا بر معروف، هفت آيه است و از اين نظر كه به خاطر اهميت اين سوره و عظمت محتوايش دو بار بر پيامبر ص نازل گرديده و يا اينكه از دو بخش تشكيل شده (نيمى از آن حمد و ثناى خدا است و نيمى از آن تقاضاهاى بندگان است) و يا اينكه دو بار در هر نماز خوانده مىشود، به اين جهات، كلمه مثانى يعنى دو تاها بر آن اطلاق شده است [١] [٢] بعضى از مفسران نيز اين احتمال را دادهاند كه" سبع اشاره به هفت سوره
[١] در حديثى از پيامبر اكرم (ص) مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد: من نماز (سوره حمد) را بين خود و بندهام به دو قسمت تقسيم كردهام، نيمى مربوط به من و نيم ديگر از بندگان مىباشد (مجمع البيان جلد اول صفحه ١٧).
[٢] به تفسير نور الثقلين جلد سوم صفحه ٢٨ و ٢٩ مراجعه فرمائيد.