تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠ - ١- آيا مثال است يا يك جريان تاريخى؟
وجود فرستاده خدا و تعليمات آسمانى او نيز برخوردار بودند" پيامبرى از خود آنها به سوى آنها آمد و آنها را به آئين حق دعوت كرد و اتمام حجت نمود ولى آنها به تكذيبش پرداختند" (وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ).
" در اين هنگام عذاب الهى آنها را فرو گرفت، در حالى كه ظالم و ستمگر بودند" (فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ).
نكتهها:
١- آيا مثال است يا يك جريان تاريخى؟
در آيات فوق هنگامى كه سخن از يك منطقه آباد و پر نعمت به ميان آمده كه بر اثر كفران نعمت گرفتار ناامنى و گرسنگى و بدبختى شد، تعبير به" مثلا" نموده، و از سوى ديگر فعلهايى كه در اين آيه ذكر شده بصورت فعل ماضى است كه بيانگر وقوع چنين حادثهاى در خارج است.
در ميان مفسران گفتگو واقع شده كه آيا هدف بيان يك مثال كلى بوده يا بيان يك واقعيت عينى خارجى است؟.
طرفداران احتمال دوم در اينكه اين منطقه كجا بوده است باز گفتگو دارند: