تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - نتيجه بحث
و در برابر آن تكبر ورزيدند درهاى آسمان به رويشان گشوده نمىشود".
ممكن است منظور از آسمان در اينجا كنايه از مقام قرب خدا بوده باشد همانگونه كه در آيه ١٠ سوره فاطر مىخوانيم إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ:" سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىروند و عمل صالح را ترفيع مىدهد".
روشن است كه اعمال صالح و سخنان پاكيزه چيزى نيستند كه به سوى اين آسمان بالا روند بلكه به سوى مقام قرب خدا پيش مىروند و عظمت و رفعت معنوى مىيابند.
اصولا تعبير به" انزل" و" نزل" در مورد آيات قرآن به روشنى اين معنى را مىرساند، كه منظور" نزول" و" فرود آمدن" از مقام قدس پروردگار بر قلب پيامبر ص است.
در تفسير آيه ٢٤ سوره ابراهيم أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ خوانديم: كه اين درخت پاكيزه كه خداوند آن را به عنوان مثال بيان كرده، پيامبر ريشه آن است، و على ع شاخه آن (همان شاخهاى كه سر بر آسمان كشيده) و امامان شاخههاى كوچكترند [١] مخصوصا در يكى از آن احاديث مىخوانيم" كذلك الكافرون لا تصعد اعمالهم الى السماء":" همين گونه هستند كافران، اعمال به آسمان بالا نمىرود".
روشن است كه آسمان در اين گونه احاديث، اشاره به اين آسمان حسى نيست و از اينجا نتيجه مىگيريم كه آسمان هم در مفهوم مادى آن استعمال ميشود و هم در مفهوم معنوى آن.
٢- نجوم (ستارگان) نيز يك مفهوم مادى دارد كه همين ستارگانى هستند
[١] تفسير برهان جلد ٢ صفحه ٣١٠.