تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧ - تفسير آنجا كه تولد دختر ننگ بود!
اين سهم، قسمتى از شتران و چهارپايان و بخشى از زراعت بوده كه در سوره انعام آيه ١٣٦ به آن اشاره شده كه مشركان در جاهليت آنها را مخصوص بتان مىدانستند و در راه آنها خرج مىكردند، در حالى كه نه از ناحيه اين بتها سودى به آنها مىرسيد و نه از زيان آنها بيمناك بودند كه بخواهند با اين كار، رفع خطر كنند، و اين احمقانهترين معاملهاى بود كه آنها انجام مىدادند.
سپس اضافه مىكند" به خدا سوگند در دادگاه عدل قيامت از اين دروغها و تهمتها بازپرسى خواهيد شد"! (تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ).
و به دنبال اين بازپرسى و اعتراف كردن كه در آنجا چارهاى از اعتراف نيست، مجازات خواهيد شد، بنا بر اين عمل زشت و شوم شما هم زيان دنيا دارد زيرا قسمتى از سرمايههاى شما را مىبلعد و هم زيان در جهان ديگر.
ولى نوبت خودشان كه مىرسد" آنچه را ميل دارند براى خود قائل مىشوند" (وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ).
يعنى هرگز حاضر نبودند همين دختران را كه براى خدا قائل شده بودند براى خود نيز قائل شوند و اصلا دختر براى آنها عيب و ننگ و مايه سرشكستگى و بدبختى محسوب مىشد!