تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - ٢- چرا از شيطان رجيم به خدا پناه مى بريم؟
را كه مىخواهند در قرآن مىجويند، نه آنچه را كه خدا بيان فرموده، و به جاى اينكه قرآن مايه هدايتشان شود، بر انحرافشان مىافزايد (البته نه قرآن كه هوى و هوسهاى سركششان) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ" اما آنها كه ايمان آوردهاند، آيات قرآن بر ايمانشان مىافزايد و شاد مىشوند و اما آنها كه در دلهايشان بيمارى است پليدى تازهاى بر پليديشان مىافزايد، از دنيا مىروند در حالى كه كافرند"! (سوره توبه- ١٢٤- ١٢٥).
بنا بر اين با صراحت بايد گفت منظور از آيه فوق اين نيست كه تنها به گفتن" اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم" قناعت كنيم، بلكه بايد اين" ذكر" را تبديل به" فكر" و فكر را تبديل به" يك حالت درونى" كنيم، و به هنگام خواندن هر آيه به خدا پناه بريم از اينكه وسوسههاى شيطان حجابى ميان ما و كلام حياتبخش او گردد.
٢- چرا از شيطان رجيم [به خدا پناه مى بريم؟]
" رجيم" از ماده" رجم" به معنى طرد كردن است، و در اصل به معنى زدن با سنگ آمده و سپس به معنى طرد كردن استعمال شده است.
در اينجا از ميان تمام صفات شيطان، مطرود بودن او مطرح شده، و اين ما را به ياد استكبارش در مقابل دعوت خداوند به سجود و خضوع در مقابل آدم مىافكند، اين استكبار، سبب شد كه ميان شيطان و درك حقايق حجابى، برقرار گردد، تا آنجا كه خود را برتر از آدم بپندارد و بگويد: من از او بهترم، مرا از آتش و او را از خاك آفريدهاى و حتى اين سركشى و غرور سبب شد كه به فرمان خدا نيز اعتراض كند، اعتراضى كه مايه كفر و طرد او گردد.
قرآن گويا با تعبير" رجيم" مىخواهد اين واقعيت را تفهيم كند كه