تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨ - تفسير آنجا كه تولد دختر ننگ بود!
(وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا).
" و مملو از خشم و غضب مىگردد (وَ هُوَ كَظِيمٌ) [١]
باز هم، موضوع خاتمه نمىيابد بلكه او دائما در اين فكر غوطهور است كه" آيا اين ننگ را بر خود بپذيرد و دختر را نگهدارد و يا آن را زنده در زير خاك پنهان سازد"! (أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ).
در پايان آيه اين حكم ظالمانه و شقاوت آميز غير انسانى را با صراحت هر چه بيشتر محكوم كرده و مىگويد:" بدانيد حكمى را كه آنها مىكردند، حكم زشت و بدى بود" (أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ).
" اما براى خداوند صفات عالى است" (وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى).
" و او قادر حكيم است" (وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
و به همان نسبت كه انسان به اين خداوند بزرگ و عزيز و حكيم نزديك مىشود، شعاع نيرومندى از صفات عاليش، از علم و قدرت و حكمتش، در جان او
[١] كظيم به كسى مىگويند كه مملو از اندوه و غضب شده و خويشتن دارى مىكند و به اصطلاح دندان بر جگر مىفشارد!.