تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣ - پاسخ به يك سؤال
اين حق را براى خود قائل بودند كه اشيايى را حلال يا حرام كنند، و معتقد بودند خدا هم موافق بدعتهاى آنها است (بنا بر اين نخست بدعتى مىگذاردند و حلال و حرامى درست مىكردند، سپس آن را به خدا نسبت مىدادند و مرتكب افتراى ديگرى مىشدند) [١] در پايان آيه به عنوان يك اخطار جدى مىگويد:" كسانى كه به خدا دروغ و افترا مىبندند هيچگاه رستگار نخواهند شد" (إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ).
اصولا دروغ و افترا مايه بدبختى و نارستگارى است، درباره هر كس كه باشد تا چه رسد به اينكه درباره خداوند بزرگ صورت گيرد كه گناه و آثار سوء آن مضاعف مىگردد.
اين متاع قليل، ممكن است اشاره به جنينهاى مرده حيوانات باشد كه براى خود حلال مىشمردند، و از گوشت آن استفاده مىكردند، يا اشاره به اشباع حس خودخواهى و خودپرستيشان باشد كه بوسيله اين بدعتها صورت مىگرفت، و يا اينكه وسيله پايههاى شرك و بت پرستى را تحكيم مىكردند و مردم را با آن سرگرم ساخته، مدتى بر آنها حكومت مىنمودند كه اينها همه" مَتاعٌ قَلِيلٌ" بود كه به دنبال آن" عَذابٌ أَلِيمٌ" قرار داشت.
[١] به همين دليل در آيه مورد بحث افتراى به خدا كه با" لام" ذكر شده به عنوان نتيجه و غايت بدعتهاى آنها معرفى شده است (دقت كنيد).