تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - تفسير معاد و پايان گرفتن اختلافها
اگر بخواهيم مثال كوچك و ناقصى براى اين مساله در زندگى خود بزنيم مىتوانيم آن را تشبيه به ايجاد تصورات در مغز به مجرد اراده كنيم، آيا هنگامى كه ما تصميم مىگيريم تصورى از يك كوه عظيم يا يك اقيانوس پهناور، يا يك باغ وسيع با اشجار فراوان، و مانند اينها در مغز خود داشته باشيم هيچگونه مشكلى براى ما وجود دارد؟ و اصلا نياز به جمله و كلمهاى داريم؟ بلكه به محض اراده تصوير اين موجودات ذهنى در افق ذهن ما نمايان مىگردد.
در حديثى از امام على بن موسى الرضا (ع) مىخوانيم كه يكى از ياران پرسيد درباره اراده خدا و اراده خلق توضيحى بفرمائيد، امام گفت:" اراده از خلق همان تصميم باطنى و سپس افعالى است كه بعد از آن آشكار مىشود، ولى اراده خدا همان ايجاد كردن او است و نه غير آن، زيرا كه در خداوند نه انديشهاى وجود دارد و نه تصميم و نه تفكرى، اين صفات (كه همگى زائد بر ذات است) درباره خدا مفهوم ندارد، اينها صفات مخلوقات است، بنا بر اين اراده خدا همان ايجاد افعال است لا غير، خداوند مىگويد: موجود باش، آنهم موجود مىشود بىآنكه حتى نياز به لفظ و سخن گفتن به زبان و تصميم گرفتن و تفكر داشته باشد، و اين اراده خدا همچون ذاتش غير قابل توصيف است" [١]
[١] اصول كافى جلد اول باب الاراده حديث ٣.