تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - ٣- تفكر، تعقل، تذكر
فراوانى كه در منابع اسلامى در اين رابطه نقل شده در اينجا بياوريم مسلما از روش تفسير خارج خواهيم شد، مقصود اين بود روشن سازيم كه تكيه كردن قرآن بر اين سه نوع ميوه بى دليل نيست، و شايد در آن روز قسمت مهمى از آن بر مردم پوشيده بوده است.
٣- تفكر، تعقل، تذكر
در آيات فوق، بعد از بيان سه بخش از نعمتهاى الهى مردم را دعوت به انديشه كرده منتها در يك مورد مىگويد: در اينها نشانههايى است براى قومى كه تفكر مىكنند، در مورد ديگر مىگويد براى قومى كه تعقل دارند، و در مورد سوم براى قومى كه متذكر مىشوند.
اين اختلاف تعبير مسلما جنبه تفنن در عبارت ندارد، بلكه آنچه از روش قرآن مىدانيم هر كدام اشاره به نكتهاى است، و شايد نكته اين تفاوت آن باشد كه در مورد الوان نعمتهاى موجود در زمين آن قدر مساله روشن است كه تنها تذكر و يادآورى كافى است، ولى در مورد زراعت و زيتون و نخل و انگور و به طور كلى ميوهها كمى بيشتر انديشه لازم است، تا به خواص غذايى و درمانى آنها آشنا شويم، به همين جهت تعبير به" تفكر" مىكند.
اما در مورد تسخير خورشيد و ماه و ستارگان و اسرار شب و روز باز هم انديشه بيشترى لازم است، لذا تعبير به" تعقل" كه گوياى سطح بالاترى از انديشه است فرموده.
در هر حال روى سخن قرآن همه جا با انديشمندان و متفكران و صاحبان مغز و عقل است، و با توجه به اينكه قرآن از محيطى بر خاسته كه در آنجا جز جهل حكومت نمىكرد، عظمت اين تعبيرات آشكارتر مىشود و هم پاسخى است دندانشكن به آنها كه به خاطر بعضى از مذاهب خرافى خط سرخ روى همه