تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - كيانند؟
در لوح محفوظ نمىتواند تاثيرى در عبرتگيرى مردم داشته باشد، در حالى كه بودن اين دو شهر بر سر راه كاروانها و ساير رهگذران مىتوانست اثر عميقى در آنها بگذارد، لحظهاى در آنجا درنگ كنند، و بينديشند و دل عبرتبينشان از ديده نظر كند، و اين سرزمين بلا ديده را آينه عبرت داند، گاهى در كنار سرزمين قوم لوط و گاهى در كنار سرزمين اصحاب الايكه، سرانجام سيلاب اشك را بر سرنوشت آنها از ديده روان سازند!
" اصحاب حجر، فرستادگان خدا را تكذيب كردند" (وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ)! در اينكه اين شهر در كجا واقع شده بود، بعضى از مفسران و مورخان چنين نگاشتهاند كه شهرى بود در مسير كاروان مدينه و شام در يك منزلى" وادى القرى" و در جنوب" تيمه" و امروز تقريبا اثرى از آن نيست.
مىگويند اين شهر در گذشته يكى از شهرهاى تجارى عربستان بوده، و تا آنجا اهميت داشته كه" بطلميوس" در نوشتههايش به عنوان يك شهر تجارى از آن نام برده است، و" پلين" جغرافىدان رومى از آن بنام" حجرى" ياد مىكند.
در روايتى مىخوانيم كه در سال نهم هجرت كه پيامبر براى دفع سپاه روم به تبوك لشگر كشى كرد، سربازان اسلام مىخواستند در اين منزل توقفى كنند، پيامبر ص مانع آنها شد و فرمود: اينجا همان منطقه قوم ثمود است كه عذاب الهى