تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩ - ده دستور مهم اخلاقى در مقابله با مخالفان
آنهم در محيطى كه انتقام و كينهتوزى در بافت جامعه آنها نفوذ كرده بود، و كينهها را نسل به نسل به ميراث مىگذاردند و اصلا ترك انتقامجويى در آن محيط عيب بزرگى بود.
نتيجه اينهمه بزرگوارى و عفو و گذشت آن شد كه اين ملت جاهل و لجوج چنان تكان خوردند و بيدار شدند كه به گفته قرآن يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً:" گروه گروه در آئين خدا وارد شدند".
آيا انسان مىتواند در برابر اين صحنههاى جانسوز كه تمام وجودش را آتش مىكشد بدون يك نيروى الهى و انگيزه معنوى صبر و استقامت كند؟
و اينهمه ناراحتى را در روح خود پذيرا باشد، و شكيبايى را از دست ندهد؟ آرى اين تنها در صورتى ممكن است كه براى خدا و به توفيق خدا باشد.
٧- هر گاه تمام اين زحمات در زمينه تبليغ و دعوت به سوى خدا و در زمينه عفو و گذشت و شكيبايى كارگر نيفتاد باز نبايد مايوس و دلسرد شد، و يا بيتابى و جزع نمود، بلكه بايد با حوصله و خونسردى هر چه بيشتر هم چنان به تبليغ ادامه داد، لذا در هفتمين دستور مىگويد:" بر آنها اندوهگين مباش" (وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ).
اين حزن و اندوه كه حتما به خاطر عدم ايمان آنها است ممكن است يكى از دو پديده را در انسان به وجود آورد، يا او را براى هميشه دلسرد سازد، و يا او را به جزع و بيتابى و بىحوصلگى وادارد، بنا بر اين نهى از حزن و اندوه