تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢ - تفسير معبودهاى مرده و فاقد شعور!
انتخاب كردهاند و به صورت وابسته زندگى مىكنند، شامل مىشود.
آنهايى كه تصور مىكنند قدرتهاى بزرگ جهان مىتوانند تكيهگاه روزهاى تاريكشان باشند، هر چند اين قدرتها جهنمى هستند و بيگانه از خدا، آنها نيز عملا بتپرست و مشركند و بايد به آنها گفت آيا اين معبودهاى شما چيزى آفريدهاند؟ آيا سرچشمه نعمتى هستند؟ آيا از اسرار درون و برون شما آگاهند؟ و آيا مىدانند شما چه زمانى مبعوث مىشويد تا جزا و كيفرتان بدهند؟
پس چرا آنها را همچون بت مىپرستيد؟
و از آنجا كه ايمان به مبدء و معاد همه جا با يكديگر قرين و لازم و ملزوم يكديگرند بلافاصله اضافه مىكند:" آنها كه ايمان به آخرت ندارند (و طبعا ايمان درستى به مبدء نيز ندارند) دلهايشان حقيقت را انكار مىكند و در برابر حق مستكبرند" (فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ) [١] و گرنه دلائل توحيد براى آنها كه حقجو و متواضع در مقابل حقيقتند آشكار است، و هم دلائل معاد، ولى خوى استكبار و عدم تسليم در برابر حق سبب مىشود كه آنها دائما حالت انكار و نفى به خود بگيرند، حتى حقائق حسى را نيز منكر شوند تا آنجا كه اين معنى به صورت حالت و ملكهاى در مىآيد و با وجود آن هيچ سخن حق و دليل و منطقى در آنها نفوذ نمىكند.
[١] كلمه" ف" در" فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ" چنان كه مىدانيم براى تفريع است، يعنى انكار قيامت و رستاخيز كه از استكبار سرچشمه مىگيرد به خاطر انكار مبدء است.