انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
جز از مجرای علل و اسباب خود ایجاب نمیکند ، محال است که علم و اراده الهی به چیزی از غیر مجرای علل و اسباب خود تعلق بگیرد ، زیرا با یگانگی و بساطت و علو ذات اقدس الهی منافی است . علیهذا علم و اراده الهی به افعال و اعمال انسان و سعادت یا شقاوت وی نیز منحصرا از طریق علل و اسباب مربوطه تعلق میگیرد ، قضا و قدر الهی است که انسان را دست باز و مختار و آزاد و مؤثر در سرنوشت آفریده است . و چون چنین است ، فرقی میان مکتب الهی و مکتب مادی از این نظر نیست . اگر حدوث حتمی و ضروری هر حادثه و از آن جمله افعال و اعمال انسان از طریق علل و اسباب خود مستلزم جبر و دست بسته بودن انسان است ، ایرادی است که به هر دو مکتب وارد است ، و اگر مستلزم جبر و دست بسته بودن نیست ( چنانکه واقعا هم همین طور است ) باز فرقی میان مکتب الهی و مادی از این جهت نیست . پس ایراد و اشکال مادیون و سایر کسانی که طرفدار قانون علیت میباشند بر عقیده اسلامی قضا و قدر ، بیجا و ناشی از عدم اطلاع کافی است . اکنون اضافه میکنیم که یک تفاوت بین این دو مکتب هست که بسیار حساس و از نظر آثار تربیتی و اجتماعی فوق العاده قابل توجه است . به موجب این تفاوت اعتقاد به قضا و قدر از نظر جهان بینی الهی در ایجاد امید و نشاط فعالیت و اعتماد به نتیجه گرفتن از سعی و عمل اثر خارق العاده دارد ، برخلاف جهان بینی مادی که فاقد این مزیت است . این تفاوت از اصلی که در فصل گذشته ذکر کردیم ناشی میشود . مطابق آن اصل ، عوامل مؤثر در کار جهان که مجموعا علل و اسباب جهان را تشکیل میدهند و مظاهر قضا و قدر به شمار میروند ، منحصر به امور مادی نمیباشند ، یک سلسله امور معنوی نیز وجود