انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢
صلاحیتشان چون یونانیان مورد اعتماد بود . . . این نفوذ [ اسلامی ] از راه
بازرگانی و جنگهای صلیبی و ترجمه هزاران کتاب از عربی به لاتین و
مسافرتهای دانشورانی از قبیل گربرت و مایکل اسکات و ادلارد باثی به
اندلس اسلامی انجام گرفت " [١] .
و هم او میگوید :
" تنها به دورانهای طلایی تاریخ ، یک جامعه میتوانسته است در مدتی
کوتاه این همه مردان معروف در زمینه سیاست و تعلیم و ادبیات و لغت و
جغرافیا و تاریخ و ریاضیات و هیأت و شیمی و فلسفه و طب و مانند آنها
که در چهار قرن اسلام ، از هارون الرشید تا ابن رشد بودهاند ، به وجود
آورد . قسمتی از این فعالیت درخشان از میراث یونان مایه گرفت ، اما
قسمت اعظم آن ، بخصوص در سیاست و شعر و هنر ، ابتکارات گرانبها بود
" [٢] .
قدر مسلم این است که پدیدهای درخشان و چراغی نورافشان به نام تمدن
اسلامی قرنها در جهان وجود داشته و سپس این پدیده نابود و این چراغ
خاموش شده است ، و امروز مسلمانان با مقایسه با بسیاری از ملل جهان و
مقایسه با گذشته پرافتخار خودشان در حال انحطاط و تأخر رقتباری بسر
میبرند .
طبعا این پرسش پیش میآید که چطور شد مسلمانان پس از آن همه پیشروی و
ترقی در علوم و معارف و صنایع و نظامات ، به قهقرا برگشتند ؟ مسؤول این
انحطاط و سیر قهقرایی چیست و کیست ؟ آیا افراد یا اقوام یا جریانات
خاصی سبب شدند که مسلمین از مسیر اصلی خود که به سوی ترقی و تکامل بود ،
منحرف شوند ، و یا عامل خاصی که مسلمین را برخلاف انتظار از مسیر خود
منحرف کند رخ نداده است
[١] همان کتاب ، ص ٣١٩ و . ٣٢٠ [٢] همان کتاب ، ص . ٣٢٢