انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١

بعضی اصول را سرسری بپذیرند ، کوشیدند بعضی از عبارات و کلمات قرآن را تفسیر کنند و از اینجاست که علم تفسیر به وجود آمد . نخستین سؤالی که به‌ نظر مسلمین آمد این بود که اگر بشر نتواند علیه امر خداوند [ قدر ] اقدامی کند و با وجود این خداوند پاداش او را به موجب اعمال خوب و بد او بدهد ، آیا قدرت خداوندی و مسؤولیت بشر متناقض نمی‌آید ؟ قرآن کریم‌ نیز به این سؤال پاسخی نمی‌دهد . در واقع ، قدرت کامله خداوندی چنان در سراسر قرآن به چشم می‌خورد که جایی برای آزادی بشر باقی نمی‌گذارد . به این‌ طریق حس مسؤولیت بشر در برابر تسلیم به امر خداوند وجود ندارد . . " [١] . .
کتاب آقای دومینیک سوردل پر است از این تحقیقات عالی ! این است‌ طرز تفکر و استنباط مستشرقین ، و این است میزان صلاحیت آنها در این گونه‌ مسائل .
از آنچه گذشت معلوم شد که مسأله سرنوشت و قضا و قدر در خود قرآن مجید مکرر ذکر شده و از ابداعات متکلمین نیست ، بعلاوه اعتقاد به سرنوشت و قضا و قدر عمومی آن طور که قرآن تعلیم می‌دهد با مسلک جبر از زمین تا آسمان فاصله دارد .
معمولا مستشرقین اروپایی معتزله را ستایش می‌کنند از آن نظر که معتزله‌ منکر قضا و قدر می‌باشند ، زیرا به عقیده مستشرقین اعتقاد به سرنوشت عین‌ اعتقاد به جبر است ! بدون شک اگر معتزله را با اشاعره مقایسه کنیم ، معتزله از حریت و استقلال فکری شایسته‌ای برخوردار بوده‌اند . اقدام متوکل عباسی علیه معتزله‌ و به کرسی نشاندن روش اشعری را باید فاجعه


[١] اسلام ، از سری چه می‌دانم ؟ ترجمه دکتر اسماعیل دولتشاهی ، ص ٥٥ و . ٥٦