انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
آنچه در این مقاله میتوان بحث کرد ، این است که به طور کلی درباره
حوادثی که در جهان واقع میشود سه گونه میتوان نظر داد :
یکی اینکه بگوییم حوادث با گذشته خود هیچ گونه ارتباطی ندارد ، هر
حادثه در هر زمان که واقع میشود مربوط و مدیون اموری که بر او تقدم دارند
( چه تقدم زمانی و چه غیر زمانی ) نیست ، نه اصل وجود او به امور قبلی
مربوط و متکی است و نه خصوصیات و شکل و مختصات زمانی و مکانی و اندازه
و حدود او مربوط به گذشته است و در گذشته تعیین شده است .
البته با این فرض ، سرنوشت معنی ندارد . سرنوشت هیچ موجودی قبلا ،
یعنی در مرتبه وجود یک موجود دیگر ، تعیین نمیشود ، زیرا رابطه وجودی
میان آنها نیست . مطابق این نظر باید اصل علیت را یکسره انکار کنیم و
حوادث را با گزاف و اتفاق و صورت غیر علمی توجیه کنیم .
اصل علیت عمومی و پیوند ضروری و قطعی حوادث با یکدیگر و اینکه هر
حادثهای تحتم و قطعیت خود را و همچنین تقدر و خصوصیات وجودی خود را از
امری یا اموری مقدم بر خود گرفته است ، امری است مسلم و غیر قابل انکار
. اصل علیت و اصل ضرورت علی و معلولی و اصل سنخیت علی و معلولی را از
اصول متعارفه همه علوم بشری باید شمرد [١] .
نظر دیگر اینکه برای هر حادثه علت قائل بشویم ، ولی نظام اسباب و
مسببات را و اینکه هر علتی معلولی خاص ایجاب میکند و
[١] رجوع شود به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم .