انسان و سرنوشت

انسان و سرنوشت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠

اینکه اگر در میان قومی طبقه‌ای مترف پیدا شوند و فسق و فجور و شهوترانی و تن‌پروری آغاز کنند منجر به هلاکت آن قوم می‌گردد ، سنت تغییر ناپذیر الهی است : « و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا »[١] .
اینکه اگر مردمی به ایمان مجهز باشند و شایسته عمل کنند ، در میدان‌ تنازع بقا گوی سبقت را خواهند ربود و خلافت زمین در اختیار آنها قرار خواهد گرفت ، سنت قطعی و تغییرناپذیر الهی است : « وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض‌ کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم »[٢] .
اینکه عاقبت و نهایت ظلم و بیدادگری ، ویرانی و تباهی و نابودی است‌ ، سنت تغییر ناپذیر الهی است : « و تلک القری اهلکناهم لما ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا »[٣] .
« الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم » [٤] .


[١] اسری / . ١٦ [٢] نور / . ٥٥ [٣] کهف / . ٥٩ [٤] حدیث نبوی .